نماز
فلسفه و اسرار نماز
اولین واجبی که رسول خدا (ص) برای امت آورد، نماز است. و اوّل چیزی که پس از مرگ از مسلمان می پرسند نماز است . اگر قبول شود به سایر اعمال توجّه می نمایند و اگر قبول نشود به سایر اعمال توجهی نمی شود . در اسلام هیچ فریضه ای بدون حکمت و فلسفه نیست ؛ نمازهای واجب هم دارای رمز و رازی است . که به همین جهت خدای حکیم و سبحان نمازهای واجب را در پنج وقت تحت شرائطی، بر بندگانش واجب نموده است . برای تمام اجزاء نماز ، فلسفه و اسراری است که ائمه معصومین (ع) به مناسبت های مختلف یا در جواب سوألاتی که درباره ی راز و رمز و فلسفه نماز از آنها می شد در احادیث فراوان به آن اشاره شده است .

- فلسفه واسرار نماز در سخن پیامبر (ص)
ضمرة بن حبیب می گوید :
از پیامبر (ص) درباره ی نماز پرسش شد، حضرت در خواص و فواید و اسرار نماز می فرماید: نماز از شرایع دین است ، و رضای پروردگار در نماز است. نماز منهاج و صراط انبیاء به سوی الله می باشد و برای نماز گزار دوستی فرشتگان، هدایت و ایمان ، نور معرفت و شناخت پرودگار، تشخیص حق از باطل، برکت رزق و روزی، و راحتی بدن و سلامت آن و کراهت و ناراحتی شیطان می باشد. و نماز سلاح مؤمن علیه کافر و موجب اجابت دعا و قبولی اعمال است. و زاد و توشه ی مؤمن در دنیا برای آخرت می باشد . نماز شفیع نمازگزار در نزد ملک الموت ، مونس در قبر ، فراش نیکو در زیرش و پاسخ نماز گزار برای نکیر و منکر می باشد . نماز بنده ، در محشر تاجی است بر سر او موجب نورانیّت صورتش، لباس برای بدنش و ساتر و حائل بین او و آتش جهنم است، نماز حجّت و برهان خوبی بین او و پروردگار ش بوده و موجب نجات بدنش از آتش جهنم و جواز عبور از صراط است. نماز موجب فتح و گشایش ابواب جنّت به سوی او می باشد و مهریه ی حور العین و ثمن و بهای بهشت است. به وسیله ی نماز بنده به درجه ی عالی و مقام والای می رسد. زیرا نماز تسبیح و تهلیل و تکبیر، و تمجید و تقدیس الهی است. نماز قول حق و دعوت به سوی حق می باشد [1]

ادب و آداب نماز
حضور شاکرانه و عابدانه در برابر پروردگار، دلی پاک می خواهد و نیّتی خالص ! زندگی و رفتاری خدا پسندانه می طلبد و معرفتی عمیق و بصیرتی مکتبی. زبانی دور از گناه می خواهد و چهره ای نیالوده به نافرمانی معبود. توجه و حضور قلب در نماز ، ادب لازم الرعایه این عبادت والا است .
امام صادق (ع) می فرمایند :
«هنگام نماز از دنیا و آنچه در آن است مأیوس شو ، تمام هدف و توجّهت به خدا باشد و یاد روزی باش که در برابر دادگاه عدل الهی قرار می گیری. [2]
این آداب ظاهری و باطنی و شرایط حجّت و قبول و کمال ، عمل را مطلوب خدا می سازد و نماز شایستگی صعود به درگاه خدا را می یابد. آداب نماز، در یک تقسیم بندی، سه بخش است : مقدمات نماز ، مقارنات نماز ، تعقیبات نماز
مقدمات : چیزهایی است که قبل از شروع به نماز ، باید آنها را انجام داده، مقارنات به اعمال و آداب متن نماز مربوط می شود و تعقیبات به پس از نماز .
 
مقدمات نماز :
1- طهارت
نمازگزار ، باید پیش از آن که شروع به نماز کند باید « وضو » بگیرد . امام باقر (ع) فرموده است :
«لاصلوةَ اِلاّ بطهورً [3]» نماز بدون وضو نماز نیست .
وضو، جزئی از ایمان است، نورانیت و صفای درونی می آورد، نشاط آور و کسالت زدا است به علاوه نظافت جسم را نیز همراه است. وضو ، انسان را آماده ی نماز می سازد ، فیض کاشانی گفته است به یک مرتبه از مادّیات برخاستن و به معنوّیت کوچ کردن دشوار است. وضو ، انسان را کم کم آماده می سازد . [4]
وضو ، کفاره ی گناهان کوچک است و خوبست انسان در همه حال یا وضو باشد و حتی هنگام خوابیدن هم وضو بگیرد ، بی وضو دست زدن به قرآن و نام خدا و پیامبر و امامان حرام است. طهارت به منزله ی اجازه ی ورود به حضور ورود به حضور خداست . البته طهارت ، مراتبی دارد ، از جمله : طهارت روح ، از مفاسد و رذائل اخلاقی.[5]

2- غسل و تیمّم:
گاهی طهارت لازم برای نماز، با غسل است، کسی که غسل بر او واجب شود، باید غسل کند، در مواردی هم وظیفة نمازگزار،  تیمّم بر خاک و زمین است، آنجا که آب نباشد، یا ضرر داشته باشد، یا وقت برای غسل و وضو نداشته باشد یا آب برای آشامیدن و حفظ جان لازم باشد و... .

3- لباس و مکان نمازگزار
در نماز، پوشش بدن لازم و خوب است. البته حدّ واجب، پوشاندن عورت است بهتر است از ناف تا زانو را بپوشاند، زن باید تمام بدن را (غیر از صورت و دست ها و پاها تا مچ) بپوشاند. لباس، باید پاک و مباح باشد. در نماز، بهتر است جامۀ سفید پوشیده شود، انگشتر عقیق به دست کنند و از لباس های چرک و تنگ و سیاه و لباس افرادی که از نجاست پرهیز نمی کنند استفاده ننمایند. مکان نیز باید مباح باشد در جایی که مال دیگری است، بی اجازه و رضایت نمی توان نماز خواند، رعایت این شرطها در نماز، هم مراعات ادب است، هم رعایت حق دیگران.
درباره ی لباس و مکان نیز مسئله فراوان است. (به رساله مراجعه شود).

4- شناخت قبله
نماز، باید به سوی قبله باشد، قبلۀ ما کعبۀ مقدس است. گر خدا در طرفِ خاصی نیست که به او رو کنیم، هر طرف رو کنیم، خدا آنجاست (اَینَما تَولّو فَثَّمّ وَجهُ الله) ولی مهم برای گرامیداشت خاطرۀ ابراهیم، بنیانگزار خانۀ توحید، هم برای متوجه ساختن دل به نقطه ای مقدس، هم برای هماهنگی و نظم عبادت کنندگان و نمازگزاران در جهت گیری عبادی و هم برای اسرار دیگر، مأموریم که قبلۀ نمازمان را «کعبه» قرار دهیم.
مسلمانان، ابتدا به سوی «بیت المقدس» نماز می خواندند، یهودیان زخم زبان زدند که مسلمانان قبله ندارند و به سوی قبلۀ ما عبادت می کنند. پیامبر منتظر تکلیف الهی بود، که فرمان رسید هر جا هستید، روی را به سوی مسجدالحرام کنید.[6]
این فرمان این درس را می دهد که مسلمانان، باید متّکی به خود و مستقل باشند، حتی در مسئلة قبله و جهتِ نماز. از این رو، امت اسلام، نماز و دعا و ذبح حیوان و خواب و خوراک و... را به سوی قبله انجام می دهند، تا به موازات توجّه ظاهری به کعبه، دل و جان انسان نیز جهت گیری خدایی داشته باشد و همه جا و در همه حال، به یاد خدا و توحید باشد، کعبه، هم یادگار ابراهیم و اسماعیل و محمد است و هم نقطۀ شروع حرکت عاشورایی امام حسین(ع) و هم تکیه گاه امام زمان(ع) در قیام جهانی خویش خواهد بود.

5- اذان
اذان، شعار توحیدی مسلمانان است. اذان، اعلام یکتایی خدا، رسالت حضرت محمد (ص)، ولایت حضرت علی (ع)، رستگاری در سایۀ نماز و... به هر حال، «تکبیر» خداوند است.
اذان، فریاد بر ضدّ معبودهای خیالی، معرفی عقیدۀ اسلامی و شعار اسلام است. نخستین مؤذن اسلام «بلال» بود که با ندای او، مردم به نماز حاضر می شدند و مؤذن شدن او، دلیل اعتبار «تقوا» و «ایمان» در دیدگاه اسلام است، نه رنگ و قیافه و نژاد و ثروت!
اذان، هم ندای فراخوانی امت اسلام به شرکت در نماز جماعت است، هم آماده سازی روح و دل جان، برای ورود به «نماز» است، وقتی طنین ملکوتی اذان در فضا می پیچید، دل مؤمنان را به سوی خدا می کشد و بر وحشت و خشم کافران می افزاید. مرحوم شهید نواب صفوی به یاران خود دستور داده بود هنگام ظهر و مغرب هر کجا بودید با فریاد بلند اذان بگویید. همین اذان ها وحشتی در دل مأموران نظام طاغوت به وجود آورده بود، این گوشه ای از معنای حدیثی است که می فرماید:
با صدای بلندّ اذان، شیطان عصبانی می شود و فرار می کند.[7]
بی جهت نیست که «گلادستون» سیاستمدار انگلیسی در پارلمان گفته بود: تا نام محمد(ص) بر فراز مناره ها بلند است، امکان ندارد سیاست ما در سرزمین های اسلامی استوار شود.[8]
آری... اذان، شعار باطل کوب و دشمن شکن توحید است.
ما نیز از عمق جان، علیرغم خواستة مشرکان و کافران امروزی در سراسر جهان، اعلام می کنیم.
الله اکبر.... الله اکبر.... لا اله الّا الله.... محّمد رسول الله.... علی ولی الله
 
نماز جماعت:
از نکات جنبی مربوط بر پایی آن به صورت جمعی است. نماز جماعت، پاداش بسیار، برکت فراوان فوائد فردی و آثار اجتماعی بسیار دارد.
شکوه مسلمانان و موّحدان را می رساند. ذوب شدن «فرد» در «جمع» در یک عبادت توحیدی است. مقدمۀ وحدت و عامل تقویت روح برادری است.
نماز جماعت، زمینة شناخت افراد و مشکلات و نیازهای آنان است. نماز جماعت، بهترین، بیشترین، پاکترین و کم خرج ترین اجتماعات دنیاست.
خار چشم دشمنان اسلام است.
عامل نظم، وحدت صفوف، وقت شناسی و مبارزه با فردگرایی و خودخواهی است.
سبب شسته شدن کینه ها و کدورت ها و پیدایش روحیۀ اخوّت دینی است.
مستحب است انسان صبر کند تا نماز را به جماعت بخواند. نماز به جماعت، از نماز اول وقت با فضیلت تر است و پاداش نماز جماعت، هر چند مختصر و کوتاه برگزار شود. از نماز فرادا که طولانی بخوانند بیشتر است.[9] در نماز جماعت، باید فردی، عادل و متّقی شایسته، امام جماعت شود و دیگران به او اقتدا کنند. این، ملاک بودن تقوا و عدالت را می دهد، و هم تبعیت از پیشگامان در صلاح و پاکی را می آموزد. تحقیر خداست و تعظیم آن، بزرگداشت فرمان پروردگار است. آنکه برای شرکت در نماز جماعت، از خانه بیرون می رود، یا در مسجد به انتظار برپایی نماز جماعت به سر می برد، در طول این مدت پاداش پرداختن به نماز را دارد.[10]
در نماز جماعت، جمعیت هر چه بیشتر باشد، ثوابش افزون تر است در حدیث است: هر که نماز جماعت را دوست بدارد. خدا هم او را دوست دارد.[11]
رسول خدا(ص) فرمود: صف های نماز جماعت، همچون صفوف فرشتگان در آسمان چهارم است.[12]

اولین نماز گزار نوجوان
اولین نوجوانی که به رسول خدا (ص) ایمان آورد و با او نماز گزارد و آنچه را پیامبر از جانب خدای تعالی آورده بود تصدیق کرد، علی(ع) بود او در این هنگام پسری ده ساله بود. بار خدایا! من نخستین کسی هستم که به حق رسیده و آن را شنید و پذیرفت هیچ کسی در نماز بر من پیشی نگرفت، مگر رسول خدا (ص).
 
فضیلت نماز
این نماز است که انسان را به انسانیّت می رساند این است که انسان را به بالاترین درجه خضوع (در سجده) می رساند و به خشوع (رکوع) وا می دارد.
چرا که چون سجده این است که انسان مهمترین و عزیزترین عضوش را که همان سر انسان باشد و در سر هم عزیزترین نقطه که پیشانی است به علامت عبودیت روی پست ترین چیز یعنی خاک می گذارد و این چنین در مقابل پروردگار اظهار کوچکی می کند.
با این نماز است که:
رسد آدمی به جای که به جز خدا نبیند بنگر که تا چه حد است مقام آدمیّت
 
آثار و برکات نماز در دنیا و برزخ و قیامت
از آثار و برکات نماز در دنیا می توان به نکات زیر اشاره نمود:

1- نماز باعث تقرّب به درگاه الهی می شود.
 اما کاظم(ع) می فرماید:
بهترین چیزی که بنده بعد از شناخت خدا به وسیلة آن به درگاه الهی تقرب پیدا می کند، نماز است.[13]

2- نماز معراج مؤمن است.
رسول اکرم(ص) می فرماید:
الصَّلوهُ مِعراجُ المُؤمِنِ[14]

3- نماز باعث می شود انسان از گناه و فحشا و منکرات دوری کند، خداوند در قرآن کریم می فرماید:
«وَ اَقِمِ الصَّلوهَ اِنَّ الصَّلوهَ تَنها عَنِ الفَحشاءِ وَالمُنکَرِ وَ لَذِکرُ الله اَکبَر»[15]
نماز را برپا دار، زیرا نماز انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می دارد و یاد خدا بسیار بزرگتر است.

4- از آثار دیگر نماز این است که در لحظات جان دادن و در دم مرگ شیطان از انسان دوری می جوید. امام صادق(ع) می فرماید:
همانا ملک الموت، شیطان را در دم مرگ از کسی که حافظ نماز است دور می کند و شهادت بر وحدانیت خدا و پیامبرش را در هنگام هولناک مرگ به او تلقین می کند یعنی توفیق شهادتین را پیدا می کند.[16]

5- نماز موجب رسیدن انسان به درجه عالی می شود.
پیامبر(ص) می فرماید: انسان به وسیله نماز به بالاترین درجه می رسد.[17]

6- از آثار مهم نماز این است که نماز وسیلة خاموشی آتشها می باشد.
رسول خدا (ص) می فرماید:
هیچ نمازی نیست مگر این که چون وقت آن فرا می رسد فرشته ای در پیش روی مردمان ندا می کند: ای مردم! برخیزید به سوی آتشی که بر پشت خود افروخته اید، تا آن را با نماز خویش خاموش کنید.[18]

7- امام صادق(ع) می فرماید: نماز سه فایده مهم دارد:
 1- هرگاه به نماز می ایستد، از بالای فضا تا فرق سر او نیکویی ها ریزش دارد. 2- فرشتگان از زیر پا تا بالای آسمان بر فرد نمازگزار احاطه دارند. 3- فرشته ای به نمازگزار ندا می دهد که ای نمازگزار! اگر بدانی با که مناجات می کنی، نماز را به پایان نمی بری.[19]

8- نماز موجب رفع ناراحتی ها و اندوه ها می شود.
امام صادق(ع) می فرماید: چه مانعی دارد که چون یکی از شما اندوهی از غمهای دنیا بر او درآمد، وضو بگیرد و به مسجد برود و دو رکعت نماز بخواند و برای رفع اندوه خود خدا را بخواند.

9- نماز سبب محو شدن گناهان می شود.

10- نماز توشه ای برای آخرت است.
رسول خدا(ص) می فرماید: «نماز زاد و توشة مؤمن در دنیا برای آخرت است.»[20]

11- نماز عامل ورود به بهشت می باشد.

12- نماز موجب ملاقات انسان با پروردگار می شود.
امام صادق(ع) می فرماید: کسی که نمازهای پنجگانه را به پا دارد و محافظت از اوقات آن نماید، پروردگار را در روز قیامت ملاقات می کند.[21]

13- نماز در قبر مونس و رفیقی برای انسان محسوب می شود.
رسول خدا(ص) می فرماید: نماز مونس (نمازگزار) در قبر و فرش نیکو در زیرش، و پاسخ نمازگزار برای نکیر و منکر می باشد.

14- نماز سبب ورود بی حساب به بهشت می شود.
رسول خدا(ص) می فرماید: خداوند تبارک و تعالی فرمود: من تعهدی نسبت به بنده ام دارم که اگر نماز خود را در وقتش به پای دارد، او را عذاب نکنم و بدون حساب وی را به بهشت ببرم.[22]

15- در قیامت زمین برای نمازگزار شهادت می دهد.

16- نماز باعث نجات از آتش می شود.
رسول اکرم(ص) می فرماید: همانا گوشتهایی بر آتش جهنم حرام است (آتش جهنم آنها را نمی سوزاند) و آن گوشت بدن اذان گویان است.[23]

17- نماز سربلندی اذان گویان در قیامت است.

18- نماز زینت آخرت است.
امام صادق(ع) می فرماید: خدای متعال فرزندان را ثروت دنیا دانسته ولی هشت رکعت نمازی که آدمی در آخر شب می خواند زینت آخرت است.[24]
 
فلسفة رکوع و سجود و ذکر آن دو
هشام بن حکم می گوید: از امام موسی بن جعفر(ع) سوال کردم چرا در آغاز نماز هفت تکبیر مستحب است و چرا در رکوع نماز «سبحان ربی العظیم و بحمده» و در سجدۀ نماز «سبحان ربی الاعلی و بحمده» می گوییم؟
حضرت فرمود: خداوند آسمان های هفتگانه را آفرید و زمین را هفت طبقه کرد و پرده ها را هفت قرار داد. هنگامی که رسول خدا (ص) در شب معراج به آخرین نقطۀ اصلی رسید، یکی از پرده ها به رویش گشوده شد. حضرت تکبیر گفت و... تا هفت پرده.
وقتی از گشودن پردۀ هفتم گذشت، عظمت خدا را دید، لرزه بر اندامش افتاد و خم گردید، دست ها بر زانو گذاشت و گفت: «سبحان ربی العظیم و بحمده» و وقتی از حال رکوع برخاست و ایستاد، عظمتی بالاتر از عظمت اول دید، به سجده افتاد و گفت: «سبحان ربی الاعلی و بحمده» .

نماز و انفاق
در سوره بقره از جمله صفات پرهيزكاران را اقامه نماز و انفاق بر مي شمارد... و يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون"(1)... و نماز به پاي دارند و از هر چه روزي شان كرديم ( به فقيران) انفاق كنند."
 
 
نماز و زكات
در آيات زيادي از قرآن، نماز همراه با زكات مطرح شده است. زيرا نماز رابطه با خالق را محكم مي كند و زكات به استحكام رابطه هاي بين خلق كمك مي كند: " واقيمواالصلوة و اتواالزكوة..."(2) و نماز به پا داريد و زكات بدهيد... ."
 
نماز و روزه
" واستعينوا بالصبر و الصلوة..."(3) و از صبر و نماز ياري جوييد... .
 
در تفاسير و روايات مختلف، مراد از صبر را در اين آيه، روزه دانسته اند.(4)
 
 نماز و حج
" واذ جعلناالبيت مثابة للناس و امناً واتخذوا من مقام ابراهيم مصلي ..."(5) ( و به خاطر بياوريد) هنگامي را كه خانه كعبه را محل بازگشت و مركز امن و امان براي مردم قرار داديم ( و براي تجديد همين خاطره) از مقام ابراهيم نمازگاهي براي خود انتخاب كنيد... ."
  
نماز و عدالت
" قل امر ربي بالقسط و اقيموا وجوهكم عند كل مسجد..." (6) بگو پروردگارم به عدالت فرمان داده است، و توجه خويش را در هر مسجد به سوي او كنيد..." خداوند به پيامبر فرمان داده است كه هر چيز را در مورد صحيح خود به كار برده و به جاي خود بنهيد و فقط به سوي او و براي او و خالصانه عبادت كنيد.
 
 نماز و جهاد
در آيه40 سوره حج، يكي از فلسفه هاي جهاد را جلوگيري از تخريب نمازخانه ها و عبادتگاهها بيان مي كند. " الذين اخرجوا من ديارهم بغير حق الا ان يقولوا ربناالله و لولا دفع الله بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذكر فيها اسم الله كثيراً..." همانا كه به ناحق از خانه خود بدون هيچ دليلي اخراج شدند جز اين كه مي گفتند پروردگار ما الله است و اگر خداوند بعضي از آنها را به وسيله بعضي ديگر دفع نكند، ديرها، صومعه ها و معابد يهود و نصارا و مساجدي را كه نام خدا در آن بسيار برده مي شود، ويران مي گردد... ." به اين ترتيب حتي به قيمت خون دادن، بايد از مكان نماز و عبادات حفاظت و حراست كرد.
 
 نماز و امر به معروف و نهي از منكر
لقمان ضمن بيان سفارشاتي به پسرش، به او توصيه مي كند كه : " يا بنيّ اقم الصلوة و امر بالمعروف و انه عن المنكر..."(7) اي فرزند عزيزم نماز را به پا دار و امر به معروف و نهي از منكر كن..."
 
با برپايي نماز كه انسان را از زشتي ها و منكرات باز مي دارد، روح و جان خود را از همه آلودگي ها پاك و به صفات پسنديده آراسته كنيد و آنگاه مردم را به خوبي ها امر و از بدي ها و منكرات نهي نماييد.
 
 نماز و تلاوت قرآن
" ان الذين يتلون كتاب الله و اقامواالصلوة..."(8)؛ آنها كه كتاب خدا را تلاوت كرده و نماز به پا مي دارند...
 
 نماز و مشورت
"والذين استجابوا لربهم و اقامواالصلوة و امرهم شوري بينهم..."(9) و آنان كه امر خدا را اجابت كردند و نماز را به پا داشتند و كارشان را به مشورت يكديگر انجام دهند... . مؤمنان به وسيله نماز ارتباط خود را با خدا محكم تر كرده و با مشورت با يكديگر، موجبات دلگرمي ديگران را فراهم آورده و وحدت بيشتري را در جامعه اسلام سبب مي شوند.
    
نماز و اعطاي وام
"... و اقيمواالصلوة و اتواالزكوة و اقرضواالله قرضاً حسناً..."(10)؛ ... و نماز به پا داريد و زكات بدهيد و به خدا قرض نيكو دهيد و براي خدا به محتاجان قرض الحسنه دهيد... . هرگاه انسان نماز را با نيت خالص و با حفظ تمام اركان آن و با مداومت اقامه كرد آنگاه همه چيز را از خدا و به سوي او مي داند و لذا مي تواند زكات مال خود را بپردازد و چون به مالكيت روز جزاي خداوند معتقد است و پاداش آن روز را باور دارد، مال خود را انفاق مي كند و به نيازمندان قرض الحسنه مي دهد. حال چون از همه بدي ها پيراسته شده، در جهت آراسته شدن جامعه به صفات انساني، تلاش و كوشش مي كند و حتي از بذل جان خود نيز دريغ نمي ورزد. نيز هرگاه از او در امري نظر بخواهند، بدون سوء نيت، تمام اطلاعات و دانسته هاي خود را بدون كم و كاست در اختيار آنها قرار مي دهد و به اين ترتيب در برقراري عدالت در تمام شئونات آن كمك مي كند.

عشق نماز
پیامبر اکرم(ص) شیفتة نماز بود و چنان به آن دل بسته بود که برای رسیدن وقت نماز لحظه شماری می کرد و چون وقت نماز می رسید، چنان بود که گویا، کسی را نمی شناسد و برای خواندن نماز می شتافت. حضرت محمد(ص) می فرمود: خداوند نور چشمم را در نماز قرار داده و آن را در نظرم محبوب ساخته است. انسان گرسنه و تشنه وقتی آب و غذا می خورد و سیر و سیراب می شود ولی من هرگز از نماز سیر نمی شوم.
 
چند نکته درباره ی نماز
رسول اکرم(ص) فرمودند: برای هر چیز صورتی است (که حقیقت آن را نشان می دهد) و صورت دین شما نماز است، پس هیچ یک از شما صورت دینش را زشت نگرداند.
 (وسایل الشیعه، ج3، ص16)
پیامبر اکرم(ص) فرمود: به خاطر انجام دادن هفت کار، جبرئیل آرزو داشت کاش از فرزندان آدم(ع) بود؛ یکی از آن کارها خواندن نماز با جماعت است.  
 (المواعظ العددیه ص195)
نماز وسیله ی نزول رحمت و آمرزش الهی است.
                                                                                 «حضرت علی(ع)»
 
مَثَل نماز، مَثل ستون خیمه است، اگر ستون خیمه بر پا باشد طناب ها و میخ ها و پوشش خیمه نیز سودمند است و آنگاه که ستون خیمه بشکند، میخ و طناب و پوشش خیمه سودی نخواهد داشت.
«رسول اکرم(ص)»
حضرت علی(ع) می فرمایند: نماز قلعه ی خدای مهربان و وسیله ی دور کردن شیطان است.                                                                                                                           (غررالحکم ص166)
انس بن مالک می گوید: معمولاً پیامبر اکرم(ص) (در مسافرت) هر کجا که وقت نماز می رسید، همان جا توقف می کرد و نماز می گزارد.
(دلائل النّبوه، ج2، ص188)
در وصیّت های نبی اکرم(ص) به امیرمؤمنان علی(ع) آمده است که: سه چیز وسیله ی رسیدن به درجات (بلند) است:
الف) وضوی کامل در شدت سرما
ب) انتظار نماز پس از نماز دیگر
ج) رفتن به سوی نماز جماعت هنگام روز و شب
 
امام علی بن موسی الرضا(ع) فرمودند: نماز جماعت قرار داده شد تا این که اخلاص و توحید و اسلام و عبادت خداوند، نباشد مگر به صورت ظاهر و مکشوف و مشهور؛ زیرا در اظهار نماز جماعت حجت و دلیلی است برای خداوند بر اهل شرق و غرب عالم.
(وسائل الشیعه، ج5، ص372)
رسول خدا(ص) فرمودند: در آخرُالزمان مردمانی از امت من می آیند که به مسجدها می روند و دسته دسته گِرد هم می نشینند و سخن آنان دربارة دنیا و دوستی آن است، شما با چنین افرادی ننشینید که (دین) خدا به آنها احتیاجی ندارد.  
                 (اسرارالصلوه و مهماتها، ص109)
 
امام باقر(ع) فرمودند: ما به فرزندانمان دستور می دهیم که از سن 5 سالگی نماز بخوانند و شما فرزندان خود را از هفت سالگی به نماز خواندن تمرین دهید.

                                                   (وسائل الشیعه، ج3، ص12)
 
 شعر
ای مهربان خدای
گم گشته ام تو بودی و کردم چو دیده باز،
دیدم به آسمان و زمین و به بام و در
تا بنده نور توست
هر جا ظهور توست
 دیدم به هیچ نقطه تهی نیست جای تو
خوش می درخشد از همه سو جلوه های تو
ای مبدأ وجود !
از کثرت ظهور ، تویی آشکارترین .... مستور نیستی
نزدیک تر ز من به منی ، دور نیستی
تو آشکاره ای ... من زین میان گمم
کو راز نبیند ، این گنه آفتاب نیست . نقص از من است ، ور نه رُخت را حجاب نیست .
ای مهربان خدای !
در قلب من تبی است گدازان و دردناک ،
احساس می کنم که به کانون جانِ من
سوزنده آتشی که سر می کشد به اوج
احساس می کنم عطشی مست و بی قرار
اندر فضای هستی من می دود چو موج
این سوز عشق توست ،
در من ، چو جان ، نهان
احساس میکنم ، درمان نسازد این تب من جز دوای تو
زائل نسازد این عطش الّا لقای تو
ای مهربان خدای !
احساس میکنم خلأیی در وجود خویش
کان را نمی برد ز میان ، جز پرستشت .
ای نازنین خدا ،
احساس می کنم که بود در سرشتِ من سوزنده ، یک نیاز
داغ نیاز را نزداید ز سینه ام
جز لذت پرستش و جز نشئه ی وصال
مخموری مرا به جز این می ، علاج نیست
مطلب عیان بود به بیان احتیاج نیست
ای مهربان خدای !
تو ، راز جان و مایه ی سرمستی منی تو هستی منی
 در عمق فکر و پرده ی جانم تویی ، تویی
آرام دل ، فروغ روانم تویی ، تویی
هر جا نگاه می دود ، آنجا نشان توست
روشنگر وجود ، رخِ دلستان توست . [25]
 
 
«مثل یاس»[26]
وقتی اذان مغرب
             پیچیده در خیابان
در من شکفت باغی
                  باغی به نام قرآن
رفتم وضو گرفتم
                در حوض توی مسجد
شد سینه ام پر از گل
                از رنگ و بوی مسجد
باغی ز سبزه و گل
                  در چشم خود نشاندم
من در صف جماعت
                  رفتم، نماز خواندم
وقتی به خانه رفتم
                دیدم که مثل یاسم
بوی گلاب می داد
               هم دست و هم لباسم


«باغ بلور»[27]
قرص خورشید می رود در خواب
می رسد باز مغرب و مهتاب
من در اینجا نشسته ام به نماز
می گشایم کتاب راز و نیاز
آسمان دلم چو باغ بلور
می شود غرقِ عطر و نور و سرور
پاک می گردد از دلم ناگاه
سایه های سیاه شرم و گناه
همه جا را قشنگ می بینم
با دو دستم ستاره می چینم
آسمان چون همیشه می خندد
ماه از پشت شیشه می خندد
دل من باز مثل یک کفتر
می زند توی آسمان ها پر
می رود پشت ابرهای سپید
تا کنار ستاره های سپید
 

من نمازم...[28]
من بهين معشوق خلوتخانه اهل نيازم / نور چشم انبيا محبوب پيغمبر نمازم
رشته وصل خدايم مشعل راه هدايم / هم زبان اهل دردم هم ضمير اهل رازم
چشمه آب حياتم منبع صبر و ثباتم / آتش عشق درونم شعله سوز و گدازم
بوده از اول ستون دين احمد قامت من
اوليا بستند صف بر گفتن قد قامت من
پيشتر از آفرينش يار احمد بوده ام من /  دُرّ ذكر لعل لبهاي محمد بوده ام من
اوليا را انبيا را اتقيا را اصفيا را /  هديه ذات خداي حي سرمد بوده ام من
متقين و مومنين را بهترين ذكر الهي  /. صالحين را خوشترين خلد مخلد بوده ام من
نور چشم حيدر و زهرا و پيغمبر منم من
آيه تنهي عن الفحشاء و المنكر منم من
گاه آدم را چراغ و چشم گوهر بار بودم / گاه بر نوح نبي در موج طوفان يار بودم
گاه با خيل ملك در آسمان پرواز كردم / گاه ابراهيم را گل در شرار نار بودم
گاه با عيسي بن مريم بر فراز چرخ بودم /  گاه با موسي بن عمران تا سحر بيدار بودم
من نمازم بال پرواز بلند اهل دينم
كز ازل معراج مومن خوانده ختم المرسلينم
ارتباط بين عبد و خالق منّان منم من  / مشعل روشنگر دين پرتو ايمان منم من
شمع بزم ليله الاسري گل محراب حيدر / لاله توحيد و خار ديده دشمن منم من
يار يوسف شالها در قعر چاه و كنج زندان /  مونس يعقوب در تنهايي و هجران منم من
ناله و فرياد و سوز و شور و درد اهل رازم
من نمازم من نمازم من نمازم من نمازم
در دل غار حرا هر شب پيمبر بود با من /  در كنار نخل ها تا صبح حيدر بود با من
نيمه هاي شب كه هر چشمي به خواب ناز بودی /  بين محراب دعا زهراي اطهر بود با من
از شب عاشور تا هنگام صبح درد خيزش /  عون و جعفر قاسم و عباس و اكبر بود با من
سجده ام جا بر جبين يوسف زهرا گرفته
انس با من در دل شب زينب كبري گرفته
من كه از تكبيره الاحرام تا ذكر سلامم /  روز و شب نقل زبان هر رسول و هر امامم
سيد سجاد در خلوتگه شب حال كرده /  با سلام و با قنوت و با قيامم
هر كه گيرد احترامم را كنم دائم دعايش /  سخت مي گيرم به آنكس كو نگيرد احترامم
با وجود آنكه خود بيمار درد هر طبيبم
در ميان دوستان خويش تنها و غريبم
من كه بر گلزار جانها ميدهم عطر خدايي /  از چه رو قومي ز غفلت مي كنند از من جدايي
تحفه معبود و محبوب القلوب عابدانم /  ليك بودم مورد بي مهري و بي اعتنايي
آن شكسته پنج ركنم، اين نهاده زير پايم / آن شده بيگانه با من در كمال آشنايي
آن يكي خواب و خور خود را مقدم داند از من
روي گرداند خدا از هر كه روگرداند از من
من نمازم بهترين مهر قبولي هاي طاعت /  روز محشر مي كنم از دوستان خود شفاعت
اي خوشا آنانكه ميخوانند در آغاز وقتم /  خوبتر آنكو مرا بر پاي دارد با جماعت
هر كه آبادم كند گويم دعايش لحظه لحظه /  هر كه ويرانم كند نفرين بر او ساعت به ساعت
هر كه با من نيست مهرش، هر كه از من نيست نورش
مي كند فردا خدا از چهارده معصوم دورش
من گرامي مهر پيشاني گلگون حسينم /  من كنار قتلگه آغشته با خون حسينم
اولياي حق همه مرهون من بودند اما ... من، خدا داند خدا داند كه مرهون حسينم
با صلوه و با قيام و با قعود و با قنوتم /  تا قيامت هر چه دارم عمر،  مديون حسينم
خون ثاراللهيان از من كند امروز ياري
در مسير شام زينب كرده از من پاسداري
نيّتم ز آيينه دل رنگ عصيان مي زدايد /  حمد و تكبيرم ز اهل معرفت دل مي ربايد
با ركوعم هر بزرگي قد كند پيش خدا  خم /  با سجودم هر عزيزي سر بخاك دوست مي سايد
پير عارف با قيامم شمع جان را مي فروزد /  عبد سالك با قنوتم دست دل را مي گشايد
اي جوان، من با توام من باتو،  تو با من باش با من
دوستدارم باش زيرا  دوست مي دارم تو را من
مرتضي با چشم از خون بسته اش مي كرد يادم /  فاطمه با پهلوي بشكسته اش مي كرد يادم
مجتبي مشتاق من مي بود من هم عاشق او /  روز و شب  با گرية پيوسته اش مي كرد يادم
قلب ثار الله پيش تير دشمن ها سپر شد /  با تن مجروح از خون شسته اش ميكرد يادم
( ميثم ) ار خواهي خدا ياد تو باشد ياد من كن
خرم از گلبانگ تكبيرم درون خويشتن كن

نماز معراج خاكيان                              
نماز است شمع شبستان دل                  دل بي نماز است بدتر ز گل
نماز است معراج ما خاكيان                بر او غبطه ورزند افلاكيان
نماز است آرامش زندگي         چه آزادگي بهتر از بندگي
پيمبر چنين كرد اين نغمه ساز    مرا نور چشم است اندر نماز
نماز است سر خط آزادگي دواي غم و درد دل مردگي
نماز است چون مه به شبهاي تار نماز است رهبر به كوي نگار
هر آنكس نمازي كند با حضور بگردد سرا پاي غرق سرور
به هر حالتي از خدا ياد كن به ياد خدا جان و دل شاد كن

جذبه اهورایی
کسی به باغ سحر عارفانه می خواند
مرا به لهجه ی سبز جوانه می خواند
به کوچه سار تجلی ،قناری احساس
در انتظار عروجم ترانه می خواند
کسی ز دلقه دردی کشان اشراقی
مرا به لشکر قنوتی شبانه می خواند
کسی که وسعت غم های من در او پیداست
سرود درد مرا بی بهانه می خواند
کسی در آیینه با جذبه اهورایی
وجود گم شده ام را به خانه می خواند....
 
***
1- بحار ، ج 82 ، باب فضل الصلوة ، ج 56 ، ص 231 بر گرفته از کتاب : رازهای نماز درکلام ائمه وعلما ، مؤلف: حسن صدری مازندرانی ص9-10
3- محجة البیضاء ج 1 ص 382 . بر گرفته از کتاب راز نماز ادب وآداب نماز ص 45-50 نویسنده : محسن قرائتی  
4- وسائل ، ج 1 ص 256.  
5- محجةالیبضاء ج 1 ص 281.
- محجةالیبضاء ج 1 ص 281. [5]
- موضوع تغییر قبلة مسلمین به سوی مسجدالحرام، به طور مفسل در آیات 142 تا 149 سورة بقره آمده است.[6]
- کنزالعمال، ج7 ص692.[7]
- تفسیر نمونه، ج4 ص438.[8]
- رسالة حضرت امام، مسئلة 1402. [9]
- کنزالعمال، ج8 حدیث 22818.[10]
- مستدرک وسائل، ج1ص488.[11]
- مستدرک وسائل، ج1ص488.[12]
 تحف العقول ص255.-[13]
  کشف الاسرار ج2 ص676.-[14]
  سوره ی عنکبوت آیه 45.-[15]
  وسائل الشیعه ج3، ص22.-[16]
 جامع احادیث شیعه، ج2 ص22.-[17]
 محجه البیضاء ج1 ص339.-[18]
  ثواب الاعمال ص62، بحارالانوار ج82 ص206.-[19]
 بحارالانوار ج82 ص232.-[20]
 ثواب الاعمال ص70.-[21]
. کنزالعمال ج7 ح19 ، 36-[22]
 مستدرک الوسائل ج1 ص249.-[23]
 بحارالانوار ج83 ص126.-[24]
13-سرود سحر ، حجة السلام بهجتی شفق ، ص 68.( بر گرفته از کتاب راز نماز برای جوانان ، نوشته محسن قرائتی.
 شاعر: جعفر ابراهیمی (شاهد)-[26]
 شاعر: علی اصغر نصرتی-[27]
 شاعر: غلامرضا سازگار(میثم -[28]
- اثر خورشید (مرحول علی اکبر)[29]
 

 
 
ورود

شما هنوز در سایت ما عضو نشده اید.برای عضویت اینجا کلیک کنید.

کوکی ها باید برای گذشتن از این مرحله فعال باشند.