اول مهر: 1- آغاز سال تحصیلی 2- آغاز هفته دفاع مقدس
حدیث روز: دَعَا الامام الحسن(ع) : بنیه و بنی اخیه فقال :إنَّکُم صغارُ قومٍ و یوشکُ أن تکونوا کُبارَ قومٍ آخَرین فتعلّموا العلمَ فمَن لَم یَستَطِع مِنکم أن یَحفظهُ فَلیَکتُبهُ ولیَضَعهُ فی بیتهِ.
امام حسن (ع) فرزندان وبرادرزادگانش را فرا خواند و به آنان فرمود: شما خُردان این مردمید و باشد که به زودی بزرگان مردمی دیگر شوید، پس دانش بیاموزید و از میان شما هر که نمی تواند آن را فرا گیرد ، بنویسید و در خانه اش بگذارد.
آغاز مدارس
نخستین روز مدرسه
« درس دوستی »[1]
باغ کلاس درس ما پر از کتاب و دفتر است
بر سر میز و نیمکت یک آسمان بال و پر است
معلّم عزیز ما راهنمای دوستی
با سخنش گشوده شد پنجره های دوستی
باز بهار تازه را به باغ درس هدیه کرد
آبی آسمانی چکید به روی برگها ی زرد
معنی سبز دوستی در دل بچه ها نشست
تخته و میز و نیمکت جوانه زد ، شکوفه بست
بهار مدرسه
بهار می آید ، بی هیچ دغدغه ای از این که در دل ما به چه اندازه زمستان باقی است .
بهار می داند که در سپیده دم حضورش ، شب زمستان چگونه رنگ خواهد یافت . بهار می آید دست می افشاند و پای می کوبد، می رقصد و می پیچد؛ بی هیچ شرمی شرحی از حضور در سوگواری هایمان . درد هایمان را جدی نمی گیرد و در مراسم عزایمان شرکت نمی کند ، که بهار نشانی ما را می داند و اندازه هایمان را می شناسد .
بهار می آید تا امروز را باور نکنیم ؛ تا فردا را بی هیچ ضمانتی ، بی اعتبار ورایگان به ما بفروشد ؛ می آید تا سر سفره ی ما به اندازه ی دستان تفاوت زده مان به تساوی متجلّی گردد. بهار می آید تا لباسی از گل سبزه و نور قناری ، با کمی ته مزه ی تلخ عبور از سرما ، بر تن یخ زده ی باور ما پوشاند . بهار می آید و نخواهد پرسید چه کسی تنهایی در عبور از شب وسرما ، در ته دره ی پستی گم شده ؟ یا چه کسی گول زمستان را خورد و ندانست که بر شاخه ی خشکیده وسرمازده ی تنهایی ، شعر بلبل جاری است ؟ در پس باور پیچیده ی انسانی ما نیز ، زمستانی فانی است !
چه کسی هست که باور باشد وکه باید بشود . از همین جاست که باید افروخت . زندگی جایی نیست ، ماییم که هستی جاری طلب و عاشقی و دانستن ، باور وحلم وتنعم ، زاد راهی کافی است .
به خاطر بسپار بهار می آید : به ترانه ، به نسیم ، به شکفتن ، به شقایق ، اما ، اگر از آمدنش خواب روی ، اگر از آمدنش نشئه ی طعم عسل باغ شوی ، یا که چشمان غزال به درشتی بردت تا شب خواب سرنوشتت باقی است وزمستان جاری است .
هفته دفاع مقدس
ابهت پوشالی استکبار، ما را نمی ترساند
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتیم در میان لاله و گل آشیانی داشتیم
فرمانده معظم کلّ قوا – حضرت آيت الله خامنه اي:
هفته ي دفاع مقدس بر همه ارتشيان، سپاه پاسداران، بسيج و نيروهاي مردمي و با ايماني که مخلصانه در گوشه و کنار اين کشور خود را براي اسلام و قرآن آماده کرده اند مبارک باد.
جنگ هشت ساله که با تحريک و حمايت همه جانبه استکبار جهاني، توسط رژيم بعثي عراق بر مردم ايران تحميل شد، تنها محدود به خطوط مقدم جبهه ها نبود، بلکه تمام سرزمين اسلامي ما اعم از شهرها و روستاها را در برگرفت.
از آن جا که نظام جمهوي اسلاي در تعارض مستقيم با قدرت هاي سلطه گر قرار داشت، لذا از همان ابتدا با مقابله ي جدي آنان مواجه شد که به عنوان مثال: مي توان به کودتاها عمليات هاي براندازي، درگيري هاي داخلي و شورش هاي محلي در قالب ادعاي خودمختاري ها اشاره کرد.
در جريان يک مبارزه ي سياسي در مقابل پناهندگي شاه به امريکا، سفارت امريکا در تهران به تصرف دانشجويان پيرو خط امام در آمد. اين واقعه شکل جديدي به رويارويي ايران با اين قدرت استکباري بخشيد، امريکا تاب چنين تحقيري را نداشت، لذا با حمله ي نظامي به طبس تلاش کرد اين حقارت را جبران نمايد ليکن به صورتي مفتضحانه شکست خورد. از اين رو امريکا در يک بررسي منطقه اي جهت مهار گسترش انقلاب اسلامي و نيز جبران شکست هاي پي در پي خويش، ابتدا اقدام به تحريک اقتصادي و تسليحاتي ايران نمود و سپس توسط رژيم بعثي عراق به عمليات نظامي عليه ايران پرداخت.
در عراق نيز صدام با روحيه ي قدرت طلبي و سلطه گري، حسن البکر را طي کودتايي از صحنه قدرت راند و با طمع رهبري جهان عرب و پر کردن خلأ قدرت در منطقه و به دست آوردن امتيازات از دست داده در قرارداد 1975، خود را به عنوان وسيله اي که غرب مي تواند توسط او به اهداف سلطه گرانه اش دست يابد معرفي کرد. لذا در اولين اقدام به سرکوبي شيعيان عراق دست زد و هم زمان به بمب گذاري در تأسيسات نفتي ايران توسط گروه هاي ضد انقلاب مبادرت نمود. در عين حال جنگ تبليغاتي شديدي عليه ايران اسلامي آغاز کرد و در تلويزيون دولتي به بهانه بازپس گيري سه جزيره ي ابوموسي و تنب هاي بزرگ و کوچک، حملات مستقيم و غيرمستقيم تبليغاتي را متوجه ايران کرد و سرانجام پس از يک دوره مذاکرات مسؤولين عراقي با مسؤولين امريکايي و حضور برخي فرماندهان ارشد نظام شاه در عراق، وزارت امور خارجه آن کشور به صورت رسمي در 26/6/59، طي يادداشتي قرارداد 1975، الجزاير را لغو نمود و ارتش عراق نيز در تاريخ 31/6/1359، حمله سراسري خود را آغاز کرد.
اين امر در حالي صورت پذيرفت که امام خميني قدس سره از ماه ها قبل از آغاز حمله عراق جهت آمادگي و افزايش توان نظامي ايران تلاش مي نمودند.
ايشان در مورخه 31 شهريور 1359، در پيامي به مناسبت باز شدن مدارس درباره ي آغاز جنگ تحميلي فرمودند:
«اين جنگ، جنگ با اسلام است به هواداري کفر و يک همچنين جنگي برخلاف رضاي خداست. و خداي تبارک و تعالي نخواهد بخشيد بر اين کساني که بر ضد اسلام قيام کنند به واسطه ي همراهي با کفر.» همچنين امام قدس سره اولين فرمان خود را درباره جنگ در تاريخ 1/7/1359، صادر فرمودند. ( 1)
[1] - سراینده : شاعر معاصر جناب آقای اسدلله شعبانی
***
2 مهر: 1- آغاز مدارس 2- هفته دفاع مقدس
حدیث روز: مَن لَم یَتَعَلَّم فی الصِّغَرِ لَم یتقدَّم فی الکِبَرِ .
هر کس که در کودکی به کسب علم ودانش نپردازد ،در بزرگسالی پیشرفت نخواهد داشت .
امام خمینی : من امید این را دارم که مقدّرات مملکت ما بعد از این به دست شما عزیزان ( جوان های محصّل ) بیفتد ومملکت ما را شما عزیزان حفظ کنید .
الامام علی (ع) شرح الحکم 5/401
آغاز مدارس
بازگشایی مدارس
دوست نوجوان سلام:
فصل پاییز، آدم را هوایی روزهای مدرسه، اول مهر، معلم و... می کند.
چه طعمی دارد یادآوری خاطرات روزهای مدرسه، محصل و معلم در کنار هم.
هر دو با میم محبت آغاز می شوند و به سدر تارهای نامرئی به هم پیوند می خورند و در کلاس و مدرسه می آموزند و می آموزانند. دین و دانش دنیا هم به همین ها بسته است که مدرسه ای باز باشد و آواز دانش دانش آموزان در آن بروید، شکوفه های فهم بشکفد و میوه های معرفت و آگاهی برسد. این ها بدون طلوع ماه مهر، ماه مدرسه ها چگونه ممکن است؟
دوستان نوجوان: از همین امروز آغاز کنیم؛ فصلی نو را برای تلاش، جدیّت و رسیدن به فرداهای روشن شروع میکنیم . زلالی وجود شما به سرچشمه های ناب نیازمند است. در ضمن، همه آنها که به فرداهای بزرگ رسیدند، روزی شاگردان همین مدرسه ها بودند. طلوع سبز مهر ماه در فصل نارنجی پاییزبرشمامبارک.
موفق باشید.
هفته دفاع مقدس
یاد آن روز ها بخیر
ای قلم چرا قدمی است لب فروبسته ای و با اشک هایم هم صدا نمی شوی ؟
چرا غصه هایم را که مانند کتبه های دوران باستان فقط در هفته جنگ و بسیج تاریخ مصرف پیدا می کنند ، بر تارک تاریخ نمی نویسی ؟بگو انچه در شلمچه گذشت ، بنویس خاکستر (باکری) بررخساره حلاج پاشید . بگو که عاشقی را باکری بهتر از حلاج معنا کرد . چرا ساکتی ؟ چرا نمی گویی کوله بار 1400ساله مسلمانی را بچه های بسیجی به دوش کشیدند . در فکر خون ابوذر جوشید در شلمچه شمشیر مالک بی نیام شد ،در مهران (سلمان )به شهادت رسید .
در دهلران حمزه به خون نشست در عین خوش دو دست عباس قطع شد !
چرا زمزمه سحری گل های اقاقیا را در زیر سایه نیلوفران احساس نمی کنی ؟اگر تو نمی توانی من می نویسم .
هشت سال وصیت نامه می نوشتیم . هشت سال در سرزمین نینوا عاشورا را آفریدیم هشت سال قلب ما با ترکش ها همسایه بود . هشت سال مهمان سنگرهای غیرت بودیم . هشت سال فاصله رسیدن تا حسین (ع) را کوتاه می کردیم . هشت سال جراحت ترکش های سرخ سربی را تحمل کردیم و چه شیرین بود کشیدن درد در مسیر رسیدن به معبود!
(مهدی زین العابدین) در چشم بسیجیان نمی چکد .(محمد بروجردی ) در گلوی بسیجیان بغض نمی کشد . (باقری ) را درزیارت عاشوراییان دستواره را در اینه نگاه مظلوممان نمی پرستیم ، از (بقایی) سراغی نمی گیریم
***
3 مهر : 1- هفته آغاز مدارس 2- هفته دفاع مقدس
حدیث روز:المؤمنُ حَسَن المعونه خفیفُ المؤونه جَیِّد التَّدبیر لِمَعیشتهِ لایُلسَعُ مِن حُجرَ مرَّتینِ .
مومن کمکش نیکو و خرجش اندک است برای اداره زندگی از اندیشه خوبی برخورداراست و از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود .
امام صادق(ع)، الکافی، 2/241
آغار مدارس
«بچه ها به صف»[1]
با شروع مهر زندگی گرفت
زنگ مدرسه می رسد بگوش
زنگ مدرسه دنگ ودنگ ودنگ
با طلوع مهر دنگ ودنگ ودنگ
می دهد پیام سعی ، بی دریغ
جستجو مدام کار بی درنگ
بچه ها به صف درمدرسه
مثل سنگر است هر که این میان
پر توان تر است اوست مرد جنگ
هفته دفاع مقدس
یاد شبهای سرشار از بوی خدا
چه شیرین است وقتی قلم از روی دلتنگی می نویسد دلم برای همه چیز جبهه تنگ شده است یاد شبهای سر شار از بوی خدا به خیر .
چقدر دلم برای پیشانی بندهای سرخ و سبز عاشقان حشین تنگ شده است . قطره ای آب از قمقمه بسیجی نوجوان عطش دل را می خشکاند.یادش بخیر شاخ شمشیران کوه قاف عشقه ان بود . خوشا چیدن یک رطب از نخلهای مهران ، دلم برای آب تنی در رودخانه چنگوله تنگ شده است .حکایت عملیات محرم و بچه های گردان محرم را در هیچ کتابی ننوشته ، روی تاریخ سیاه !.... یادش بخیر اگر جنگ چند روز دیگر طول می کشید نماز شب با جماعت هر شب تکرار می شد.براستی چرا باید سادگی و صداقت امروز از مد بیفتد ؟چرا قیامت نیامده از شهدا خجالت می کشیم ؟یادش بخیر برای رسیدن به خط مقدم بچه ها از همه سبقت می گرفتند آنها رفتند و ما با کوله باری از حسرت در این دنیای پربرق ماندیم .ما ماندیم تا وارث خون آنان باشیم انها رفتند تا ارزشها پایدار بمانند . آنها رفتند تا انسانیت و معنویت تجلی دوباره یابد و حفظ و پاسداری از خون شهدا از حفظ جان هم واجب تر است
[1] - سراینده : جناب آقای وحید نیکخو آزاد
***
4 مهر: 1- آغاز مدارس 2- هفته دفاع مقدس
حدیث روز:سَیِّئهٌ تسووک خیرٌ عندالله مِن حَسَنه تُعجِبُکَ
گناهی که بر اثر آن ناراحت شوی نزد خدا بهتر از کار نیکی است که تو را دچار خود پسندی و غرور کند.
(امام علی.نهج البلاغه.حکمت 46)
آغاز مدارس
«ماه مهربان »
باز اومده ماه مهر ماه خوب مدرسه
بوی ماه مهربون ماهی که دوست منه
باز اومده ماه مهر ماه خوب مدرسه
بوی ماه مهربون ماهی که دوست منه
زنگ شادی زنگ شوق خنده های بچه ها
در پناه خداوند راهی که راه منه
ای بچه ها بیایید باهم دیگه بخندیم
دوبازه شادی کنیم درِ غم وببندیم
باز اومده ماه مهر ماه خوب مدرسه
بوی ماه مهربون ماهی که دوست منه
باز اومده ماه مهر ماه خوب مدرسه
هفته ی دفاع مقدس
چیست فرهنگ ایثار وشهادت:
اما راه بازگشت نداریم ، محاصره شده ایم . اگر نمی توانید به کمکمان بیایید ، به بچه ها بگویید ما را حلال کنند !اگر کاری ندارید ، خداحافظ!این ها اخرین کلماتی بود که از پشت بی سیم ، از زبان فرمانده ی شهید شنیده شد .
ان جا هنگامه ای به پا بود که تاریخ فقط یک بارا ن را دیده بود !سرزمین شور وشعور ، سرزمین نیاز و نماز ؛ اشک هزار هزار شمع ، بال های سوخته ی هزار هزار پروانه و یک اسمان لاله ی پرپر . ان جا زمین بوی بهشت می داد.
ان جا خدا بود و کوچه ها ی (اخلاص)!
نامهربانی سال ها بود که رخت بر سینه بود ، دل ها مهربان مهربان .
آن جا هر روزش عید بود ، که در آنجا ، خدا هرگز معصیت نشد ، آن جا نیت ها لجن مال شده بود ،شهوت از بی رونقی دق کرده بود ، عصیان اسیر سر پنجه های تسبیح گشته بود ،آنجا همه اهل دعا بودند همه اهل تکبیر همه اهل مسجد ان جا هیچ ستاره ای غروب نکرد . ان جا همیشه خورشیدها بر نیزه ها و زیر تانک ها قرآن می خواندند.آن جا قلب زندگی در چاه های درد می تپد و اشک تنها مرهم دیدگان ! ان جا هیچ فاصله ای نبود ، همه یک رنگ ، همه یک جامه ، خاکی خاکی!
حافظه خاطره[1]
آخرین لحظه که دیدم چشمش را بست
گفتم انگار که هنگام خداحافظی است
کاسه ای آب و یک شاخه گل بردم زود
کاسه آب زدستان من افتاد وشکست
گفتمش منتظرم تا کسی سبزی دید
وبلافاصله فریاد زد اقا دربست
رفت ومن ماندم ویک خانه پر از تنهایی
ودوچشمی که ز در رشته الفت نگسست
بی خبر بودم از او تا که پس از چندین سال
خبر آورد کسی گمشده پیداشده است
رفتم ودیدم از ان قامت مردانه خبر
استخوانی که از اومانده ندارم در دست
زن کتانی به خودش دادو زچشمانش اشک
روی سنگی که مزار پشتش بود نشست
رفت وچشمان قشنگ پسرش می خندید
رفت و بر حافظه خاطره هایم پیوست
ستارگان
ببین چگونه می روند ستاره ها یکی یکی
به چشمکی فروچکند از اسمان یکی یکی
چه جان ها که می دهند صد آرزو که می نهند
هر آن کدام که می رهند از میان یکی یکی
ستارگان کبوترند پیام عشق می برند
در آن زمان که می پرند در دستمان یکی یکی
طعمه خون وآتشند یک یکیشان سیاوش اند
زین ستمی که می کشند در این جهان یکی یکی
ستارگان پشت هم اند گرچه به چشم ما کم اند
همیشگی بی عدم اند مثل زمان یکی یکی
رد لبخند
هنوز بر لب سرخ تو رد لبخند است
بخند چونکه برای دلم خوشایند است
چقدر جاذبه داردنگاه گیرایت
هنوز عکس نگاهت به قاب دل بند است
چنان صبور و بزرگی که خاک خلقت توست
زنسل خاک بلندی که در دماوند است
از ان شبی که تو رفتی ببین چه کرده دلم
به رغم این همه مدت به عشق پابنداست
دوچشم دل زده بر در و آب وآیینه
هنوز کوچه معطر به بوی اسپند است
ومن نشسته به راحت که می رسی کیا روز
برای دیدن رویت دلم چه خرسند است
در انتظار تو هستم به خانه ات برگرد
ویا بگو که نشان پلاک تو چند است
[1] - بهروز خاتم
***
5 مهر: 1- آغاز مدارس 2- دفاع مقدس 3- روز جهانی جهانگردی
حدیث روز: إنّ الله عزوجل یُباهی بالمتقلّد سَیفَهُ فی سبیل الله ملائکتَهُ و هُم یُصَلّونَ علیه مادامَ مُتَقلِّدَهُ .
خداوند در برابر ملائکه به آن کسی که در راه خدا اسلحه بر می دارد مباهات می کند و تا آن زمان که وی سلاح به همراه خود دارد فرشتگان بر او درود می فرستند.
آغاز مدارس
«قصه ای از مهر»[1]
باز آمدم ، باز آمدم در را به رویم باز کن
مهر آمده ، پس قصه ای از مهر خود آغاز کن
در رنج وغم ، در رنج وغم بودم برای مدرسه
در را به رویم باز کن ای آشنای مدرسه
من خسته ام ، من خسته ام در انتظار مدرسه
شادم که می آید کنون فصل بهار مدرسه
در یاد من در یاد من مانده هنوز آوای تو
کی می رود از خاطرم آن مهربانیهای تو
ای مهربان ، ای مهربان با فصل پائیز آمدن
از شوق دیدارت چنین شاد وسحر خیز آمدم
هفته دفاع مقدس
چرا لاله آنقدر سرخ است؟
عصر، عصر غربت لاله هاست. اینجا دیگر کسی از شهیدان نمی گوید. از آنان که تلاطمی هستند در این دنیای سرد و سکوت، ما بعد شما هیچ نکردیم، چفیه هایتان را به فراموشی سپردیم و وصیتنامه هایتان را نخوانده رها کردیم. پلاکهایی که دیروز نشانی از شما بود، امروز گمنام مانده است. و کسی دیگر سراغ سربندهایتان نمی رود، دیگر کسی نیست تا در وصف گلهای لاله شاعرانه ترین احساسش را بسراید و بگوید چرا لاله آنقدر سرخ است. چرا کسی نمی پرسد علت بی مزار بودن شهید باکری را؟ و چرا شهید محمدرضا حقیقی در قبر خندید؟
چرا وقتی گفتیم یک گردان که همه سربند یاحسین بسته بودند شهید شدند، کسی تعجب نکرد؟
چرا وقتی گفتند بدنی معبر عبور دیگران دیگران در میدان مین شد، شانه ای نلرزید؟
وقتی که گفتیم بعد از پانزده سال پیکر شهیدی را سالم از زیر خاک بیرون آوردند، کسی متعجب نشد؟
چرا کسی از حقوق آن کودکی که در حلبچه شیمیایی شد دفاع نکرد، و با نام حقوق بشر حق را پایمال کردند؟ شاید اگر خس خس سینه ای لالایی شبانه ی ما می شد، می فهمیدیم که چطور می شود یک عمر با درد زیست.
ای شهیدان بعد شما ما هیچ نکردیم، حتی آن ندای یاحسین که ما را به کربلا نزدیک می کرد دیگر به گوش نمی رسد.
یادتان هست گفتید: سرخی خونمان را به سیاهی چادرهایتان امانت می دهیم؟
ما امانت دار خوبی نبودیم و خونتان را فرش راه رهگذران کردیم.
وقتی حکایت شما را گفتیم فقط نُچ نُچ از سر تأسف گفتند و رد شدند...
راست گفته اند که بهشت را به بها می دهند نه به بهانه، و عمریست که بهانة بهشت می گیریم... .
امروز کسانی از شهید می گویند که از دیدن فشنگ واهمه دارند. کسانی از شهادت دم می زنند که با شنیدن صدای آژیر، تا کفشهایشان زرد می شود.
ما ماندیم که بگوییم هنوز خون آنان است که می تپد. یادمان نرود که هنوز باید جواب بدهیم که: بعد از شهدا ما چه کرده ایم؟.
روز جهانی جهان گردی
این بخشی از پیشنهاد سازمان جهانی جهانگردی (wto)برای پیشرفت گردشگری در کشورهای مختلف و برگزاری هرچه بهتر روز جهانی جهانگردی است.
کارشناسان ای سازمان فهرستی پیشنهادی را تهیه و برای تنظیم آن از تجربیات کشف شده از سال 1980تاکنون استفاده کرده اند . سال 1980نخستین سالی بود که روز جهانی جهانگردی معرفی شد و از آن پس تقویم سازمان جهانی جهانگردی بر اساس این روز تعریف شد . آنها پیشنهاد کردند که روسای کشورها پیام هایی را از طریق رسانه های جمعی منتشر کنند و در آن خطاب به شهروندان از آنها بخواهند تا به موضوع انتخابی روز جهانی جهانگردی بیندیشند و خاطر نشان کنند تا از این مناسبت برای توسعه و ترویج گردشگری استفاده بهینه شود . از دیگر بخشهای این پیشنهاد نام بردن از روز جهانی جهانگردی در برنامه های درسی مدارس و دانشگاه ها و برگزاری کنفرانس و توزیع جوایز برای بهترین نقش افرینی در زمینه توریم مانند کقاله نویسی ، عکاسی ، نقاشی ، فیلم ،نوار ویدئو،پوستر است.
موسسه روز جهانی جهانگردی از زیر مجموعه های wtoکه تدوین کننده ی این متن است ، درخواست کرده تا در این روز ورود جهانگردان و شهروندان به موزه ها ، پارک های ملی و سایر اماکن اداری جذبه سیاحتی رایگان باشد و تورها و گردش های ویژه ای با وسایل نقلیه عمومی برگزار شود .
برگزاری کنفرانس های خبری و برنامه های رادیویی و تلویزیونی توسط وزرای مسوول امورگردشگری یا سایر شخصیت های برجسته بخش گردشگری انتشار تمبر ها و مدال های یادبود ، نمایشگاه های پوسترو صنایع دستی جهت گرامیداشت این روز و هم مسابقه انتخاب خانم و آقای روز جهانی جهانگردی و همچنین اهدای جوایز لیاقت در امور گردشگری در این روز که پیشاپیش در برخی کشورها برگزار شود . به اشخاص کارکنان و مطبوعات سرآمد از پیشنهادات دیگر این کارشناسان است .
سازمان جهانی جهانگردی که در سال 1979توسط مجمع عمومی تاسیس شد ، بر این هدف است که در 27سپتامبر هر سال از طریق مجموعه ای از طریق مجموعه ای از رویدادها ی متناسب که آزادانه توسط هر عضو وسایر مسوولان مایل به شرکت ترتیب داده می شود به ارتقای سطح آگاهی عموم نسبت به ارزش های اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی مسافرت و گردشگری بپردازد.
[1] - سراینده : جناب آقای جعفر ابراهیمی « شاهد »
***
6 مهر
حدیث روز : مَن قَضی لِأخیهِ المؤمنِ حاجةً کانَ کَمَن عَبَدَاللهَ دَهرَهُ.
کسی که حاجت برادر مومن خود را برآورده سازد مانند کسی است که عمر خود را به عبادت گذرانیده باشد.
پیامبر(ص) الامالی طوسی .ص481
«اللهم عجّل لولیک الفرج»
***
7 مهر: روز آتش نشانی و ایمنی
حدیث روز: مَن لَم یَتَعَلَّم فی الصِّغَرِ لَم یتقدَّم فی الکِبَرِ .
آن کس که در کودکی به کسب علم و دانش نپردازد، بزرگسالی پیشرفت نخواهد نخواهد داشت.
الامام علی (ع) شرح الحکم 5/401
روز آتش نشانی
تاریخچه سازمان آتش نشانی در ایران بر اسا س مدارک بدست آمده ایران یکی از مراکز ی بود که شهر های بزرک آن همیشه دچار آتش سوزی ها بزگ و خانمان سوز میشد و جان و مال آنها همیشه در معرض خطر بوده است . لذا حدود 150 سال پیش یعنی در سال 1221 نیرو های اشغال گر روسیه برای حفظ سرمایه و منافع اقتصادی خود و نیرو های وابسته یک واحد آتش نشانی در شهر تبریز پایتخت آن زمان احداث نمود که بعنوان اولین سازمان آتش نشانی در ایران مطرح می باشد . دومین سازمان آتش نشانی برای حفظ پالایشگاه نفت در مسجد سلیمان و آبادان در جنوب کشور صورت گرفت . و در دورپهلوی و به قدرت رسیدن رضا پهلوی و تغییر ساختار سیاسی و اقتصادی کشور و تغییر اساس و در کلیه امور و احداث تسهیلات و منابع زیر ساختی مثل خطوط ارتباطی سیستم برق رسانی و غیره .... شهرهای بزرگ به سیستم دفاعی در مقابل آتش سوزی پرداختند و در شهرهای مهم آن زمان که نقش اقتصادی مهمی داشتند مثل قزوین ، 1303 ، اهواز 1304 ، بندر انزلی 1305 ، رشت 1310 ، مشهد 1312 ، زنجان 1327، اصفهان 1328 سازمانهای آتش نشانی تاسیس شد.
شعر آتش نشانی
ای بچه های نازنین
کار منو خوب می دونین
به من می گن آتیش نشون
با شما هستم مهربون
با کپسول و شلنگ و آب
آتیش را می گیرم نشون
هرجا که آتیش می گیره
زود خودمو می رسونم
شعله های آتیش را من
سرجاشون می نشونم
می رم میون آتیشا
نجات می دم بچه ها را
ای بچه های نازنین
به کبریتا دست نزنین
کبریت که اسباب بازی نیست
آتیش برا ی بازی نیست
آتیش بازی خطر داره
هزار تا درد سر داره
آتیش بگیره پیرهنت
می سوزه دست و بدنت
هرجا که می بینی خطر
آتیش نشان را کن خبر
از شعله ها کنید حذر
دورتر بریدودورتر
به روز وشب حتی سحر
آماده ایم به هر خبر
تا می شنویم زنگ خطر
کلاه ایمنی به سر
به یاری و لطف خدا
می ریم به جنگ آتیشا
داریم تلاش و جنب و جوش
تا که آتیش بشه خاموش
یک نکته بشنو مختصر
برای رفع هر خطر
شیرهای گاز وقت سحر
بسته بسته از دم در
بکن رعایت ایمنی
تا که خسارت نبینی
***
8 مهر: 1- شهادت سرداران سپاه اسلام در سانحه سقوط هواپیمایی ارتشی 2- روز بزرگداشت مولوی 3- روز جهانی ناشنوایان
حدیث روز:أفضل الشهدا الّذین یقاتلون فی الصّف الاوّل فلا یلفِتون وجوهَهم حتی یُقتَلوا اولئک یَتلبّطون فی الغُرفِ العُلی مِن الجنّه یضحَک الیهم ربّک عبدٍ فی موطنٍ فلا حسابَ علیه .
برترین شهیدان کسانی هستند که در خط مقدم به شهادت می رسند و تا هنگام کشته شدن از جنگ رو گردان نیستند ایشان در غرفه های بلند بهشت آرمیده اند در خالی که پروردگار تو از آنان خوشحال است و هر جا پروردگار تو از بنده ای خوشحال باشد حسابی بر او نیست .
(رسول الله (ص)کنز العمال 4/401،ح 11120)
روز بزرگداشت مولوی
زندگینامه مولوی
به نام دوست که هر چه داریم از اوست
عارف و شاعر بزرگ قرن هفتم جلال الدین محمّد، معروف به مولانا یکی از دانشمندان و عرفای بزرگ جهان اسلام است. بنا به روایت مشهور، وی در ششم ربیع الاول سال 604 هجری قمری در شهر بلخ که یکی از مراکز مهم و معروف فرهنگ اسلامی ایران بود، چشم به جهان گشود. پدرمولانا، محمد بن حسین احمد خطیببی که در میانمردم بلخ به ولد مشهور بوده، مردی عالم و حکیم و خوش سخن بوده است، چنانکه مولوی اولین بار دوران شاگردی خود را در محضر درس او سپری کرد. پدرش مورد حسادت اطرافیان خوارزمشاه قرار گرفت و به این جهت خوارزمشاه او را در شرایطی قرار داد که مجبور به ترک بلخ شد و او سوگند یاد کرد که تا سلطان محمد بر تخت نشسته به شهر خود بر نگردد! او یک سال در راه زیارت خانه خدا و بر سر راه نیشابور، به همراه نوجوانش مولانا، با عطّار ملاقات کرد و فریدالدین عطار نیشابوری گفت: « زود باشد که این پسر تو آتش در سوختگان عالم زند!»
مولانا در 18 سالگی با گوهر خاتون دختر مشرف الدین لالا پیمان زناشویی بست که حاصل این ازدواج سه پسر و یک دختر بود. پدرش در هشتاد سالگی در قونیه روی در نقاب خاک کشید و مولوی در بیست و چهار سالگی به خواهش مریدان و یا بنا بر وصیت پدر، بر مسند تدریس و وعظ پدر نشست. و یک سال بعد به خدمت برهان الدین محقق ترمذی مرید پدرش رسید و به توصیه وی به جانب حلب و دمشق شتافت برای ادامه تحصیل و کسب کمالات. بعد از نه سال تربیت مولانا، مرگ برهان الدین تأثیرعمیقی روی مولانا گذاشت. وی پس از مرگ استاد به قیصریه رفت و کتابهای سید را جمع آوری کرده وبه قونیه آورد و به مدت پنج سال به تدریس و ارشاد طالبان دین همت گماشت و به زهد و احاطه به علوم مشهورگشت. انسانی شگفت، شوریده ای از عالم شوریدگان، مردی عالم وعارف، وارد قونیه شد و نیرویی دوباره به مولوی بخشید؛ او کسی نبود جز شمس تبریزی.
مولانا سرانجام چند سال پس از دوری از شمس، ابتدا صلاح الدّین زرکوب و بعد از او، حسام الّدین چلبی را به همدمی و همراهی خود برگزید.
سرانجام در روز یکشنبه پنجم جمادی الاخر سال 672 ه.ق هنگام غروب آفتاب بر اثر یک بیماری که پزشکان از علاجش درمانده بودند، با جهان ناپایدار بدرود گفت. نوشته اند مرد و زن ، مسیحی و یهودی نیز در مرگ او شیون کردند. شیخ صدرالدین بر جنازه او نماز خواند و در دل خاک قونیه مدفون ساخت.
آثار علمی وی:
1- مثنوی معنوی: این کتاب پر ارزش در شش دفتر و به نظر افلاکی شامل 2666 بیت است که در بحر رمل سروده شده است، که چون نگاه ما در این نوشتار، بر این اثر گرانبهای مولوی می باشد.
2- دیوان غزلیات شمس: شامل 50 هزار بیت که مجموعه ای از اشعار عرفانی او می باشد و مولانا آن را در شوق دیدار عارف دل سوخته عالم شمس تبریزی سروده است.
3- رباعیات :رباعیات او همراه غزلیات شمس، توسط استاد بدیع الزمان فروزانفر به طبع رسیده است.
4- فیه ما فیه : مجموعه فرهنگی به نثر، حاوی تقدیرات مولانا است که پسرش بهاءالدین محمد، به یاری یکی از مریدان مولانا آن را تحریر کرده است.
5- مکاتیب: شامل نامه های مولانا است.
6- مجالس سبعه : سخنانی که مولانا بر منبر بیان کرده است.
حکایتی از مولوی
|
کودکی در پیش تابوت پدر |
زار می نالید و بر می کوفت سر |
|
کای پدر آخر کجا ات می برند؟ |
تا ترا در زیر خاکی بفشرند |
|
می برندت خانۀ تنگ و زحیر[1] |
نی درو قالی و نه در وی حصیر |
|
نی چراغی در شب و نه روز نان |
نی درو بوی طعام و نه نشان |
|
نی در معمور[2] نی در بام راه |
نی یکی همسایه کو باشد پناه |
|
جسم تو که بوسه گاه خلق بود |
چون رود در خانۀ کور و کبود |
|
خانۀ بی زینهار[3] و جای تنگ |
که درو نه روی می ماند نه رنگ |
|
زین نسق[4] اوصاف خانه می شمرد |
وز دو دیده اشک خونین می فشرد |
|
گفت جوحی[5] با پدر ای ارجمند |
والله این را خانۀ ما می برند |
|
گفت جوحی را پدر ابله مشو |
گفت ای بابا نشانیها شنو |
|
این نشانیها که گفت او یک به یک |
خانۀ ما راست بی تردید و شک |
|
نی حصیر و نه چراغ و نه طعام |
نه درش معمور و نه صحن و نه بام |
[1]- زحیر: زحمت و رنج
[2]- معمور: آباد
[3]- بی زینهار: بی امان
[4]- زین نسق: بدین ترتیب
[5]- جوحی: نام شخصی که خود را به نادانی می زد.
***
9 مهر: 1- روز جهانی سالمندان 2- روز همبستگی با کودکان و نوجوانان فلسطینی
حدیث روز :إنّ العلمَ حیاةُ القلوبِ و نورالابصارِ من العَمی وقوّةُ الأبدانِ مِنَ الضَّعفِ .
براستی که دانش حیاتبخش دلها و روشنی بخش چشمها از کوری و نیرو بخش بدنها از ناتوانی است.
(الامام علی (ع)البحار166/1)
روز جهانی سالمندان
حرمت بزرگترها
رعايت ادب و مقتضاى حق شناسى نسبت به عمرى تلاش صادقانه و ايثارها، گذشت ها، دلسوزي ها و سوختن و ساختن ها كه بزرگان از خود نشان داده اند، آن است كه در خانواده ها مورد تكريم قرار گيرند، عزيز و محترم باشند، به آنان بی مهرى نشود، خاطرشان آزرده نگردد، به توصيه ها و راهنمايي هايى كه از سر سوز و تجربه می دهند، بی اعتنايى نشود.
خود «بزرگسالى» و «سن بالا» در فرهنگ دينى ما احترام دارد. اين سخن پيامبر خدا (ص) است: «مَنْ عَرَفَ فَضْلَ كبيرٍ لِسنّهِ فَوَقَّرَهُ، آمَنَهُ اللَّهُ تعالى مِن فَزَعِ يوم القيامة»؛ هر كس فضيلت و مقام يك «بزرگ» را به خاطر سن و سالش بشناسد و او را مورد احترام قرار دهد، خداى متعال او را از هراس و نگرانى روز قيامت ايمن میدارد.
احترام به بزرگترها و ترحم و مهربانى نسبت به كوچكترها، از دستورالعمل هاى اخلاقى اسلام است و كانون خانواده ها را گرم و مصفا می سازد و اين، توصيه امام صادق(ع) است كه فرمود:
«لَيسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُوَقِّرْ كبيرَنا وَ لَمْ يَرْحَمْ صَغيرنا»؛ كسى كه بزرگ ما را احترام نكند و كوچك ما را مورد شفقت و عطوفت قرار ندهد، از ما نيست.
اين سخن را نيز از حضرت على(ع) به ياد داشته باشيم كه فرمود:
«يُكْرَمُ العالِمُ لِعلمه و الكبيرُ لِسِنّهِ»؛ دانشمند را به خاطر علمش و بزرگسال را به خاطر سن او، بايد احترام كرد.
اگر جوانان قدر پيران را نشناسند و به جايگاه آنان حرمت ننهند، هم رشته هاى عاطفى پيوندهاى انسانى از هم گسسته میشود، هم از رأفت و عاطفه و تجربه سالخوردگان محروم میشوند، هم نشانه بی توجهى خود به ارزشها را امضا كرده اند. حضرت على(ع) در يكى از سخنان خويش، ضمن انتقاد از اوضاع زمانه و ناهنجاريهاى رفتارى مردم، از جمله بر اين دو مسأله تأكيد می فرمايد: 1- بی احترامى كوچكترها نسبت به بزرگترها 2- رسيدگى نكردن توانگران به نيازمندان:
«انّكم فى زمانٍ ... لا يُعَظِّمُ صغيرُهم كبيرَهُمْ و لا يَعُولُ غَنيُّهُم فقيرَهم»؛ شما در زمانه اى به سر میبريد كه كوچك به بزرگ تعظيم و تكريم نمى كند و ثروتمند، به فقير رسيدگى نمیكند!
تكريم والدين
سالمندان به طور عموم، از احترام برخوردارند. اگر پدر و مادر باشند كه اين وظيفه، سنگين تر و مسؤوليت مضاعف است. قرآن كريم از تندى و پرخاش نسبت به پدر و مادر پير نهى می كند و به سخن نيك و لحن شايسته و خضوع و تواضع و گستردن بال رأفت در برابر آنان و خيرخواهى و دعا در حق آنان دعوت می كند.
فرمان خداوند، چنين است:
«اِمّا يَبْلُغَنَّ عِندك الكبرَ اَحَدُهما او كلاهُما فلا تَقُلْ لَهما اُفٍّ و لا تَنْهَرهُما وَ قُلْ لَهُما قولاً كريماً، وَاخفَضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِ مِنَ الرّحمةِ وَ قُل رَبِّ ارحَمْهُما كما ربّيانى صَغيراً»؛
هرگاه يكى از آن دو (پدر و مادر) يا هر دو نزد تو به سن پيرى و سالمندى رسيدند، به آنان اف مگو، آنان را طرد مكن و به آنان سخن كريمانه بگو و بال فروتنى را از روى رحمت و شفقت براى آنان بگستر، و بگو: پروردگارا! همان گونه كه مرا در خردسالی ام تربيت كردند، تو نيز بر آنان رحمت آور.
ادب و احترام نسبت به پدر و مادر بزرگسال، آن است كه: آنان را به اسم، صدا نكنى، به احترامشان برخيزى، از آنان جلوتر راه نروى، با آنان بلند و پرخاشگرانه سخن نگويى، نيازهايشان را برآورى، خدمتگزارى به آنان را وظيفه اى بزرگ بدانى و از آنان در سن كهولت و پيرى مراقبت كنى.
در حديث است كه امام باقر (ع) فرموده است: پدرم به مردى نگريست كه همراه پسرش راه می رفتند و پسر به بازوى پدرش تكيه داده بود. پدرم تا زنده بود، با آن جوان (به خاطر اين بی حرمتى نسبت به پدرش) صحبت نكرد.
به همان اندازه كه آزردن آنان و «عاق» شدن، حرام و نكوهيده است و از آن نهى شده است، دل به دست آوردن و جلب رضايت و نيكى به آنان سفارش شده است و اين خدمتگزارى، سبب بهشتى شدن فرزندان به شمار آمده است.
«ابراهيم بن شعيب» گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: پدرم بسيار پير و سالخورده و ناتوان شده است. هر گاه حاجتى داشته باشد او را برمی داريم و بر دوش می كشيم. حضرت فرمود: «اِنْ استَطَعْتَ اَنْ تَلِىَ ذلك مِنْهُ فافْعَلْ و لَقِّمْهُ بِيَدِكَ، فانّه جَنَّةٌ لك غَداً»؛ اگر بتوانى عهده دار كارهاى او شوى چنين كن، حتى با دستانت لقمه در دهان او بگذار، كه اين فرداى قيامت، براى تو بهشت (يا سپر از آتش: جُنّه) خواهد بود.
انتقال فرهنگ
از عمده ترين راههاى انتقال يك فرهنگ به نسلهاى آينده، رفتار پدر و مادر و مربيان است. كودكان، آنچه را در رفتار بزرگترها ببينند، از آن الگو می گيرند. احترام به بزرگترها و رعايت ادب و تكريم نسبت به سالخوردگان، اگر در عمل و رفتار ما تجلى يابد، فرزندان ما نيز، اين فرهنگ را می آموزند و با همين آداب و سنن بار میآيند. كسى كه انتظار ادب و معرفت و حق شناسى از فرزندانش دارد، بايد همين حالت را نسبت به پدر و مادر و بزرگترها نشان دهد، تا كوچكترها هم از او بياموزند.
اين يك سنت تاريخى و تأثير و تأثر از اعمال و رفتار است. هر كس چيزى را درو میكند كه كِشته است. اگر در حديث است كه «لا ميراثَ كالادب»؛ هيچ ارثى همانند ادب نيست كه از بزرگان به فرزندان برسد، در اين مورد هم مصداق می يابد.
امام على(ع) فرمود:
«وَقِّرُوا كبارَكُمْ، يُوَقّرْكُمْ صِغارُكُم»؛به بزرگانتان احترام كنيد، تا كوچكترها هم به شما احترام كنند.
امام صادق(ع) نيز فرموده است:
«بِّروا آباءَكم، يَبِرُّكُمْ اَبْناؤكُمُ»؛به پدرانتان نيكى كنيد، تا فرزندانتان هم به شما نيكى كنند.
اين دقيقاً برداشت محصول، از زراعتى است كه انسان با رفتارش در زمين دل و لوح جان كودكان انجام می دهد.
مهمترين درس تربيتى، آن است كه با عمل داده شود. كودكان نيز مستعدترين شاگردانی اند كه «درسهاى عملى» را با دقت، از رفتار ما می آموزند. اگر ما به سالمندانمان احترام نگذاريم، از خردسالان و نوجوانان چه انتظارى داشته باشيم كه با سالخوردگان و خود ما با احترام و تعظيم و تكريم، برخورد كنند؟ اين ارتباط متقابل در تأثيرگذاريهاى رفتارى را نمی توان ناديده گرفت. به قول معروف، اگر احترام امامزاده، توسط متولى رعايت نشود، از ديگران چه انتظارى است؟!
جاى سالمندان، پيش از آنكه در «آسايشگاه»ها و «سراى سالمندان» باشد، كانون گرم و بامحبت خانه هاست، تا چراغ خانه روشن بماند و محور تجمع و الفت افراد گردند. و از انديشه آنان نيز استفاده شود. بالاخره آنان، حاصل يك عمر، تجربه و چشيدن سرد و گرم روزگارند و می توانند «مشاور» خوبى در تصميم گيريهاى زندگى باشند.
آنچه در آينه جوان بيند
پير در خشت خام، آن بيند
***
10 مهر :
حدیث روز:سِیاسة العمل ثلاث: لین فی حزم واستقصاء فی عدل و إفضال فی قصدٍ.
سیاست عادلانه بر سه اصل استوار است: نرمش همراه با دور اندیشی، پیگیری کامل در اجرای عدالت و میانه روی در بخشش و عطا.
***
11 مهر:
حدیث روز: مَن فَرَّ بِدینِهِ مِن أرضٍ إلی أرضٍ و إن کان شِبراً مِن الأرض استَوجَبَ الجنّه و کان رفیقَ ابراهیم و محمّدٍ(ص).
هر کس برای حفظ دین خود از سرزمینی به جای دیگر برود، گو اینکه به اندازه یک وجب باشد، سزاوار بهشت است و همراه با ابراهیم(ع) و محمّد(ص).
رسول الله(ص)- البحار19/31
***
12 مهر
حدیث روز: المؤمنُ إذا ماتَ و ترکَ وَرقةً واحدةً علیها عِلمٌ تکونُ تلکَ الورقةُ یومَ القیامة ستراً فیما بینهُ و بینَ النّار.
اگر مؤمنی بمیرد و تنها یک برگه که بر آن علمی باشد از خود به جا گذارد، همان برگه در روز قیامت میان او و آتش دوزخ حائل خواهد شد.
***
13 مهر: 1- هجرت امام خمینی(ره) از عراق به پاریس 2- روز نیروی انتظامی
حدیث روز: وَ الّذین امنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله والّذین اوَوا و نصروا اولئک هُم المؤمنون حقّاً لهم مغفرة و رزقٌ کریمٌ.
آنان که ایمان آورده اند و مهاجرت کرده اند و در راه خدا جهاد کرده اند و آنان که جایشان داده اند و یاریشان کرده اند، به حقیقت مؤمنانند، آمرزش و روزی نیکو از آنِ آنهاست.
سوره انفال آیه 74
« اللهم عجل لولیک الفرج»
***
14 مهر : 1- روز دامپزشکی
حدیث روز:ألا و إنّی قد دعوتُکم إلی قتال هؤلاء القوم لیلاً و نهاراً و سرّاً و إعلاناً و قلتُ لکم: اغزوهم قبل أن یغزوکم فوالله ما غُزی قومٌ فی عُقر دارهم إلّا ذلّوا. فتواکلتم و تخاذلتم حتّی شُنَّت الغاراتُ علیکم و مُلِکَت علیکم الأوطانٌ.
من شبان و روزان آشکارا و نهان شما را به رزم این مردم تیره روان خواندم و گفتم: با آنان بستیزید، پیش از آنکه بر شما حمله برند. به خدا سوگند با مردمی در آستانه خانه شان نجنگیدند، جز آنکه جامه خواری بر آن پوشیدند. امّا هیچ یک از شما خود را برای جهاد آماده نساخت و از خوارمایگی، هر کس کار را به گردن دیگری انداخت، تا آنکه از هر سو بر شما تاخت آوردند و شهرها را یکی پس از دیگری از دستتان برون کردند.
امام علی علیه السلام، نهج البلاغه، خطبه 27.
***
14 مهر : 1- روز دامپزشکی
حدیث روز:ألا و إنّی قد دعوتُکم إلی قتال هؤلاء القوم لیلاً و نهاراً و سرّاً و إعلاناً و قلتُ لکم: اغزوهم قبل أن یغزوکم فوالله ما غُزی قومٌ فی عُقر دارهم إلّا ذلّوا. فتواکلتم و تخاذلتم حتّی شُنَّت الغاراتُ علیکم و مُلِکَت علیکم الأوطانٌ.
من شبان و روزان آشکارا و نهان شما را به رزم این مردم تیره روان خواندم و گفتم: با آنان بستیزید، پیش از آنکه بر شما حمله برند. به خدا سوگند با مردمی در آستانه خانه شان نجنگیدند، جز آنکه جامه خواری بر آن پوشیدند. امّا هیچ یک از شما خود را برای جهاد آماده نساخت و از خوارمایگی، هر کس کار را به گردن دیگری انداخت، تا آنکه از هر سو بر شما تاخت آوردند و شهرها را یکی پس از دیگری از دستتان برون کردند.
امام علی علیه السلام، نهج البلاغه، خطبه 27.
***
15 مهر:
حدیث روز:یا علی! بادر بأربعٍ قبل أربعٍ: شبابک قبل هرمک و صحّتک قبل سُقمک و غناک قبل فقرک و حیاتک قبل موتک .
ای علی از چهار چیز پیش از چهار چیز استفاده کن: از جوانی ات قبل از پیری، از تندرستی قبل از بیماری، از توانگری قبل از تهیدستی و از زندگی قبل از مرگ.
رسول الله، مکارم الأخلاق، 505
***
16 مهر: 1- روز جهانی کودک
حدیث روز: و أمّا حقٌّ الصغیر فرحمته و تثقیفه و تعلیمه و العفو عنه و السَّتر علیه و الرّفقُ به و المؤونةُ لَهُ و السَّترُ علی جرائر حداثتهِ؛ فإنّه سببٌ للتّوبة و المداراةُ مماحکتهِ فإنَّ ذلک أدنی لرُشدهِ.
حق کودک این است که با او مهربان باشی، در پرورش فکری و آموزشی وی بکوشی، از خطایش بگذری و پرده پوشی کنی، با او مدارا کنی و کمکش رسانی، لغزشهای کودکانه اش را بپوشی، که این خود سبب پشیمانی و اصلاح حال اوست. باید با کودک مدارا کرد و با او در نیفتاد که این روش، برای رشد کودک مناسبتر است.
امام سجادعلیه السلام، تحف العقول270.
روز جهانی کودک
حقوق کودک در اسلام
قبل از ظهور اسلام ، کودکان در وضعيت بسيار بدي به سر مي بردند ، از حقوق عادي محروم و دستخوش اراده پدرانشان بودند. اگر پدران مي خواستند آنها را نگه مي داشتند و اگرنه ، براي رهايي از نفقه و هزينه زندگي آنها را مي فروختند و يا مي کشتند.
با آمدن اسلام ، اين عادت ناپسند شديدا مورد مقابله قرار گرفت و اسلام عاليترين توجه را به کودک نمود ، آياتي که نسبت به حقوق کودک در اسلام وجود دارد و روايات موجود همه حکايات بر اهميت اسلام به کودکان و حقوق ايشان دارد . اسلام ، پدران را از کشتن فرزندان به خاطر ترس از کمبود هزينه منع کرد . چنانکه خداوند در قرآن کريم مي فرمايد:
" فرزندان خود را از ترس کمي روزي نکشيد ، ما به شما و آنها روزي مي دهيم زيرا قتل آنها اشتباه و گناه بزرگي است.
رسول گرامي اسلام (ص) مي فرمايد: " به کودکان خود محبت کنيد و نسبت به آنها ترحم نماييد. وقتي به آنها وعده داديد، وفا کنيد زيرا آنها جز اينکه شما را روزي دهنده خود مي بينند تصور ديگري ندارند.
امام سجاد (ع) مي فرمايد: " و اما حق فرزند تو اين است که بداني او از تو و پيوسته به تو در خير و شر امر دنياست و تو مسئول او از لحاظ نيک ادب کردن و راهنمايي به پروردگارش و کمک به طاعت او هستي. پس عمل تو درباره او ، عمل کسي باشد که مي داند در احسان به او پاداش ، و در مسامحه و بدي نسبت به او کيفر مي بيند.
اسلام حتي به والدين اجازه کتک زدن کودکان را نداده است . امام علي (ع) مي فرمايد: " حتي براي ادب کردن فرزندت نيز او را نزن بلکه با او قهر کن و مراقب باش که زمان قهر طول نکشد.
نيازهاي کودک
رسول اکرم (ص) به همه انسانها اعلام مي کند ، همانطور که پدران و مادران ، حقوقي بر فرزندان خود دارند و فرزندان در صورت ترک آن حقوق عاق مي شوند ، فرزندان نيز حقوقي بر پدر و مادر دارند که پدران و مادران در صورت رعايت نکردن آن عاق فرزندان مي گردند.
والدين مسئول تأمين تمام نيازهاي کودک اعم از مادي و معنوي مي باشند .
1- نيازمنديهاي جسماني کودک: نمو جسماني کودک با فراهم ساختن وسايل مادي امکان پذير است تا از اين طريق نيازهاي بدني او اشباع شود. اين رشد و نمو با تغذيه ، بهداشت کافي ، آب و هوا ، مسکن ، خواب ، بازي و امثال آن ، به دست مي آيد.
2- تعليم ورزش به کودک: حرکت و جنبش ، اساس هر عمل غريزي و پايه وظايف حياتي است که زندگي شاداب و سلامت در گرو آن است .
امام صادق (ع) مي فرمايد : " بايد – خصوصا – هفت سال اول زندگي کودک آزادانه به بازي و جنبشهاي بدني صرف شود.
حضرت رسول اکرم (ص) مي فرمايد: " اگر کسي داراي طفل خردسالي بود بايد با او در جنبشهاي کودکانه و حالت بچه گانه همکاري و هماهنگي نمايد."
آموختن و پرداختن به ورزشهاي شنا، تيراندازي و سوارکاري نيز از ورزشهاي مهمي است که در احاديث بر آنها تأکيد شده است .
نيازمنديهاي روحي
1- انتخاب نام زيبا : نخستين احسان و نيکي پدر به کودک انتخاب نام زيبا و خوشايند براي اوست و اين از حقوق لازم کودکان مي باشد.
2- احترام : پيامبر گرامي اسلام (ص) مي فرمايد: " به شخصيت فرزندان خود ارج نهيد و آداب و آيينهاي رفتار خويش را نيکو و درست گردانيد تا مشمول آمرزش خدا شويد. "
پيامبر به والدين امر کرده اند که به کودکان احترام بگذارند ، چراکه بي توجهي و بي احترامي به آنان باعث بروز مشکلات عاطفي زيادي در کودکان مي گردد همچنين در روايتي از رسول اکرم چنين آمده است : " فرزندان خود را زياد ببوسيد ، زيرا با هر بوسه ، براي شما مقام و مرتبتي در بهشت فراهم مي شود که فاصله ميان هر مقامي ، پانصد سال است . "
با توجه به مطالب گفته شده اسلام – دين انسان سازي – به اساس تربيتي انسانها از سنين کودکي ارزشي خاص مي گذارد و به والدين توصيه مي نمايد که به تمامي ابعاد وجودي کودک عنايت داشته باشند و انساني وارسته و شايسته را تحويل جامعه بشري بدهند.
***
17 مهر: 1- روز جهانی پست
حدیث روز:التَّواصُلُ بینَ الإخوانِ فی الحضرِ التَزاوُرُ و فی السفرِ التَکاتُبُ .
ارتباط میان برادران در زمان حضور، دیدار یکدیگر است و در مسافرت، نامه نگاری.
امام صادق علیه السلام، الوسائل، 8/496
***
18 مهر :
حدیث روز:إنَّ أحقَّ النّاسِ بالقرانِ مَن عَمِلَ بِه و إن لَم یَحفَظهُ.
سزاوارترین مردم به قرآن کسی است که به آن عمل کند، هر چند آن را حفظ نکرده باشد.
امام حسن علیه السلام، ارشادالقلوب، ج 1، ص 79.
***
19 مهر:
حدیث روز: التّدبیرُ قبلَ العملِ یُؤمِنکَ مِنَ النّومِ.
اندیشیدن پیش از کار، تو را از پشیمانی ایمن می دارد.
امام علی علیه السلام، عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 54.
***
20 مهر : 1- روز بزرگداشت حافظ 2- روز ملی کا هش اثرات طبیعی 3- روزاسکان معلولان و سالمندان
حدیث روز:الصّبرُ و الرّضا عَنِ اللهِ رأسُ طاعة الله.
صبر و رضایت در برابرمقدّرات خداوند بالاترین طاعت و بندگی خداست.
امام سجّادعلیه السلام، الکافیظف ج 2، ص 60.
روز بزرگداشت حافظ
مختصری از زندگينامه حافظ:
شمس الدين محمد ملقب به لسان الغيب غزلسرای بزرگ و نامی ايران در قرن 8 ميزيست. تاريخ دقيق ولادت وی مشخص نيست شايد حدود سال 727 . گويند پدرش بهاالدين بازرگانی اصفهانی بوده كه در كازرون با زنی از آن محل ازدواج كرده و خيلی زود در ايام كودكی شمس الدين محمد از دنيا رفت. پس از آن حافظ با مادرش زندگی سختی را در پيش گرفت و برای كسب نان به كارهای سخت و توانفرسا پرداخت و به سختی به تحصيل علوم پرداخت و در مجالس درس علما و بزرگان زمان خود حضور يافت.و چون در ايام جوانی حافظ قرآن بود حافظ تلخص كرد. وفات وی در شصت و چند سالگی در سال 792 يا 791 اتفاق افتاد. و پس از وفاتش شخصی به نام محمد گلندام اشعار وی را جمع آوری كرد. حافظ علاوه بر غزلهايش رباعی، ساقی نامه و مثنوی نيز دارد ولی شهرتش به خاطر غزلهای پُرارزش اوست.
حافظ و عرفان :
عرفان به معنی يافتن حقايق از طريق كشف و شهود است. و عارف در اشعار حافظ به معنی شخص خودشناس خداشناس حقيقت جوی است. شهید مرتضی مطهری در تماشاگه راز ميگويد : ديوان حافظ يك ديوان عرفانی است. در حقيقت يك كتاب عرفان است به علاوه جنبه فنی شعر. به عبارت ديگر ديوان حافظ عرفان است به علاوه هنر . ديوانی است كه از عرفان سرچشمه گرفته و به صورت شعر بر زبان سراينده جاری گشته.
بعضی هم برعكس عقيده دارند كه عرفان محلی است كه حافظ را به انسان و زمين پيوند ميدهد و حافظ عارف مطلق نيست.
از ديدگاه عارفان جهان از عشق بوجود آمده و با نيروی عشق بازميگردد.در عرفان تقابل ميان عشق و عقل را به هنگام سخن گفتن از عشق زمينی و آسمانی ميبينيم. حافظ نيز در ميان اين سنت ديرينه گام مينهد . حافظ بارها به عاشق بودنش صراحت دارد .تقابل عشق و عقل در ابياتی كه خواجه عشق و رندی را در كنار هم ميآورد به خوبی روشن است :
عاشق و رند و نظربازم و ميگويم فاش تا بدانی كه به چندين هنر آراسته ام
خواجه در حديث عشق غزل ميسرايد و عشق را والا تراز عقل ميداند و نگار زيبای خود را كه نه خط ميداند و نه درس مساله آموز مدرسين ميسازد.در شعر حافظ آنچه جهان را به حركت ميآورد و اين حركت را دوام ميخشد عطش دستيابی به مبدا است كه اين همان عشق است. شرح عشق بدانگونه كه مبنای وجود باشد پيش از حافظ نيز در شعر پارسی جايگاه خود را داشته است.
حافظ عشق را اشتياق به جاودانگی انسان و به گسستن زنجيرهای زمان و مكان به شكستن هنجارهای اجتماع ميداند در واقع عقل حافظ جان است و عشق ميل به فناست. وحدت وجود از بحث های اساسی عرفان است كه در شعر حافظ جايگاه خاصی دارد در شعر حافظ جهان با همه كثرت و رنگارنگی از حقيقت واحدی سرچشمه ميگيرد و به سوی هدف يگانه پيش ميرود .
شعر حافظ
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمـع
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع*
*روز و شب خوابم نمیآید به چشم غم پرست
بـس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع*
*رشتـه صـبرم به مقراض غمت ببریده شد
همـچـنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع*
*گر کـمیت اشـک گلگونم نـبودی گرم رو
کی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمع*
*در میان آب و آتش همچنان سرگرم توسـت
این دل زار نزار اشـک بارانـم چو شـمـع*
*در شـب هجران مرا پروانه وصلی فرسـت
ور نه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمـع*
*بی جمال عالم آرای تو روزم چون شب است
با کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمـع*
*کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمـت
تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شـمـع*
*همـچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو
چـهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع*
*سرفرازم کن شبی از وصـل خود ای نازنین
تا مـنور گردد از دیدارت ایوانم چو شـمـع*
*آتـش مـهر تو را حافظ عجب در سر گرفت
آتـش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع*
«اللهم عجل لولیک الفرج»
***
21 مهر:
حدیث روز:مَن تَوکَّلَ علی اللهِ لایُغلَب و مَنِ إعتَصَمَ بِالله لایُهزَم.
آنکه به خدا توکل کند مغلوب نشود و آنکه به خدا متوسّل شود شکست نخورد.
امام باقرعلیه السلام، جامع الأخبار، ص 322.
***
22 مهر: 1- روز جهانی استاندارد
حدیث روز:قال النبی حینسوّی لحد سعد بن معاذ: إنّی لأَعلَمُ أنّه سیبلی و یصل البلی إلیه و لکنّ الله یحب عبداً إذا عمل عملاً أحکمَهُ.
هنگامی که پیامبر(ص) قبر معاذ را هموار می کرد، فرمود: من میدانم که این قبر خواهد فرسود و فرسودگی به او هم خواهد رسید، ولی خداوند آن بنده ای را دوست دارد که وقتی کاری می کند آن را محکم و متقن سازد.
سفینة البحار، 2/278
***
23 مهر: 1- روز جهانی نابینایان
حدیث روز: فإنّ العالم أعظم أجراً مِنَ الصّائم المجاهد فی سبیل الله و إذا مات العالم ثُلِمَ فی الإسلام ثُلمَهُ لایَسُّدُها إلّا خَلَفٌ مِنه.
همانا پاداش عالم از پاداش روزه دار شب زنده دار و مجاهد در راه خدا بالاتر است و اگر عالمی بمیرد در اسلام رخنه ای ایجاد می شود که آن را پر نمی سازد جز جانشینی از خود او .
امام علی (ع)، بحار، 2/43
***
24 مهر: 1- روزپیوند اولیاء و مربیان 2- آغاز هفته بهداشت روانی 3- روز جهانی غذا
حدیث روز:یا أیّها الّذینَ امنوا کُلُوا مِن طیباتِ ما رَزَقناکم و أشکروا لله إن کُنتم ایّاهُ تَعبدون.
ای کسانی که ایمان آورده اید، از نعمتهای پاکیزه ای که روزی شما کرده ایم، بخورید و اگر تنها او را می پرستید خدا را شکر کنید.
سوره بقره، آیه 172
روز پیوند اولیاء و مربیان
پدر ومادر عزیزم
دخترتان هستم کودک پریروز نوجوان دیروز و جوان امروزبا هزار امید و آرزو و خواست های بسیار به مهرتا ن چشم دوخته ام ودستان نوازشگر شما را می طلبم بگذارید با شما درد دل کنم و از آنچه مرا رنج می دهد با شما سخن گویم .امروز دیگر ان کودک شش ساله نیستم که موعظه شوم .دلم می خواهد با من مثل یک دختر جوان رفتار شود .شما را به خدا کم تر به من بگویید این کار را بکن آن کار ار نکن ،چرا این کار را کردی؟ وصدها چرای دیگر گاهی به خاطر لجبازی در برابر دستورهای شما مواخذه شده ام اما چه کنم....
پدر مهربانم،مادر خوبم
آن قدر از پوشیدن این لباس و آن لباس برایم گفته اید که لجبازی ام بیش تر شده است .ای کاش زمانی که در دوره ابتدایی از پوشاندن لباس های کوتاه به تن من لذت می برید،به فکر امروز بودید و از همان کودکی به پوشیدن من ایراد نمی گرفتید.
مادرم دوست داشتم ان روز که روسری ام را کشیدی و سرزنشم کردی که این چه جور روسری است که به سر کرده ای؟ آرام مرا در کنارت می نشاندی و برایم از حجاب می گفتی . آخر من فلسفه ی حجاب را باید از شما یاد میگرفتم و علت داشتن حجاب را ارام ارام از شما می آموختم تا کنون این همه ایراد از من گرفته اید اما من علت آن را ندانستم
پدر عزیزم
دوست داشتم به جای کتکی که به خاطر نمره ی 13در درس ریاضی خوردم دست نوازش بر سرم می کشیدی و علت افت مرا در درس ریاضی جویا می شدی .مگرمن همان شاگرد ممتاز دوره ی راهنمایی نیستم؟ آیا سعی کردید که علت افت تحصیلی مرا دریابید؟
پدر و مادر خوبم
من هنوز معنی مهر و محبت را ندانسته ام چون گاهی می بینم شما این همه فشاری را که بر من روا می داریدبه محبت تعبیر می کنید .این همه سرزنش این همه ایراد آخر مگر من چقدر اشکال دارم؟ من دوست دارم بدانم چرا نباید به خانه دوستم بروم درحالی که او به آرامی به درد دل من گوش می دهد و در تمام گرفتاری ها به من آرامش می بخشد .دلم می خواهد علت تمام سخت گیری های شما ر ا بدانم.
عزیزان عزیز تر از جانم
من هم دلم می خواهد مرا در آغوش بگیرید ببوسید و دست نوازش برسرم بکشید.چرا می گویید تو دیگر بزرگ شده ای مگر فرزند بزرگ دل ندارد؟مگر فرزند بزرگ نیازمند نوازش محبت و بوسه پدر و مادر نیست؟ مگر من همان فرزند شما نیستم که دائما او را در آغوش می کشیدید؟ می بوسیدیدو از او عکس می گرفتید؟ حالا چه شده است؟ به خدا من در این زمان بیش تر از دوره ی کودکی به نوازش شما نیاز دارم!
پدر و مادرمهربانم
من هم نماز را دوست دارم اما راز نماز را برایم نگفته اید.اولین روزهای نماز خواندنم را هرگز فراموش نمی کنم.آن روزها خیلی تشویقم کردید اما بعدها بارها شنیدم که گفتید باز رفت سر نماز بیا این کار را بکن....
ومن سعی کردم پیش شما نماز نخوانم و وقتی مرا سرزنش کردید و در این مورد تندی به خرج دادید در نماز سهل انگار شدم .کاش با اعمالتان مرا نماز خوان می کردید نه با زبانتان.
عزیزانم خیال نکنید قدر محبت های شما را نمی دانم من شما را دوست دارم و می دانم که چقدر دوندگی می کنی تا درامد بیشتری داشته باشی و ما راحت زندگی کنیم اما زندگی راحت فقط داشتن پول بیش تر نیست .من نیازهای عاطفی بیشتری داشته و دارم که می خواهم نزدیک ترین کسانم به ان ها پاسخ دهند.مادرم می دانم که چه شب ها به خاطر من بیدار مانده ای .چقدر متحمل زحمت شده ای تا من به این سن برسم اما از تو می خواهم که مرا بیش تر درک کنی و به درد دل هایم گوش بسپاری .دلم می خواهد نزدیک ترین وصمیمی ترین دوستم تو باشی نه دیگران .پدر و مادر بزرگوارم از تمامی زحمات شما سپاسگذارم و از صمیم دل برایتان ارزوی شادکامی می کنم .هرگز در دلم خاموش نمی شود اتش مهر شما.
هفته بهداشت روانی
علل بیماریهای روانی چیست ؟
1. محیط (دنیای پیرامون ... )
بعنوان مثال تجارب ما با مردم خانواده ، مدرسه و در محیط کار می تواند محیطهای تنش آوری بوجود آورد .
در روابط با دیگران
انسان ها می آموزند که چگونه با همدیگر همکاری کرده و احساسات و نظرات یکدیگر را درک کنند .
همه محتاج اعتماد به نفس هستند . باید احساس کنیم انسانی با ارزش و قادر به انجام مسئولیتهای محوله هستیم تصوری که افراد از خودشان دارند انعکاسی از نقطه نظرات دیگران نسبت به آنهاست .
2. عوامل جسمی
علل بیو شیمیایی در ارتباط با برخی بیماریهای روانی است .
بیماری های جسمی ممکن است با تغییرات رفتاری و روانی شبیه آنچه در بیماریهای روانی می بینیم تظاهر کند . (مانند آسیب های مغزی ، اختلالات خواب ، سیفلیس )
3. توراث
می تواند یکی از عوامل باشد ارتباط ارث و محیط در ایجاد بیماریهای روانی هنوز کاملاً روشن نشده است .
سه شکل شایع بیماریهای روانی
1) روان نژندی (عصبی )
شامل ترس های غیر واقعی اضطراب و تنش شدید است .
بیمار روان نژند (عصبی) در عین حال که با محیط برخورد واقعی می کند تحت تاثیر عوامل منفی روبروست .
بعضی از علائم روان نژندی
1- اضطراب
درباره شغل، خانواده ، ازدواج ... اضطراب غیر منطقی داشته و دائماً احساس افسردگی، درماندگی و ناامیدی میکند.
2- ترس
نگرانی و ترس شدید از مردم ، مکان ها و موقعیت ها از جمله فضاهای بسته ومکانهای مرتفع یا باز و ...
3- حرکات وسواس
انجام رفتارهایی به شیوه خاص و تکراری که در صورت جلوگیری از آنها دچار آشفتگی می شوند .
4- شکایت های جسمی
از احساس خستگی مداوم ، اختلال حافظه ضعف های گذرا ، سردرد ، تهوع ، استفراغ اسهال شکایت دارند .
بذر آرامش
قانون اول : ذهنمان را سراسر از آرامش ، شجاعت ، سلامت و امید پر کنیم زیرا زندگی ما همان چیزی است که ذهنمان می سازد .
قانون دوم : تا حد امکان ، حتی با دشمنانمان درگیر نشویم زیرا این کا بیشتر از آنکه آنها را آزرده خاطر کند از ما نیرو و انرژی می گیرد ، حتی یک دقیقه را هم به کسی که دوستشان نداریم نیندیشیم .
قانون سوم : به جای نگرانی درباره ناسپاسی ، انتظار ناسپاسی داشته باشیم یادمان باشد که سپاسگزاری را باید همچون بذری کاشت . اگر دوست داریم که فرزندمان آدم شکرگزاری باشد باید این را به او بیاموزیم .
قانون چهارم : همیشه چیزهایی را بشماریم که باید شکرش را بجا بیاوریم نه مشکلاتمان را
قانون پنجم : از تقلید کورکورانه بپرهیزید ، خودمان را بشناسیم ، زیرا حسادت یعنی جهل و تقلید یعنی خودکشی
قانون ششم : وقتی تقدیر لیموترشی به دستمان می دهد از آن شربت درست کنیم .
قانون هفتم : با اندکی شاد کردن دیگران ، اندوه خود را از یاد ببریم وقتی به دیگران نیکی می کنیم به خود نیکی کرده ایم .
توصیه هایی جهت بهداشت روانی
· در تمام کارها توکل بر خدا کنید و با انجام دان فرائض دینی همیشه به یاد خدا باشید که این امر در فرو نشاندن بسیاری از هیجانات این جهان مادی و معطوف کردن ذهن به جهان ابدی نقش انکار ناپذیری دارد .
· ساده زندگی کنید و از تدارک زندگی پر زرق و برق رقابتی بپرهیزید .
· امیال و آرزوهای خود را مهار کنید .
· با همه افراد بویژه خانواده و بستگان خود به احترام رفتار کنید و هرگز درصدد توهین و تحقیر کسی نباشید .
· انعطاف پذیر باشید و در برابر رفتار دیگران گذشت را فراموش نکنید
· به اندازه کافی استراحت کنید و از شب زنده داریهای خسته کننده بپرهیزید
· ورزش و استنشاق هوای آزاد و پاک را فراموش نکنید .
· به سوی طبیعت بروید و زیبائیهای طبیعت را ببینید و به آنها بیندیشید و به خوبیها فکر کنید .
· از قبول چندین کار و مسئولیتهای چند جانبه بپرهیزید .
· از مشاجره بپرهیزید و در مقابل مسائل روزمره خونسردی خود را حفظ کنید .
· از پرخوری بپرهیزید و وزن خود را در حد متناسبی حفظ کنید .
· مشکلات عاطفی خود را در سینه دفن نکنید و با افراد مورد اعتماد به درد دل بپردازید تا موجب تسلی خطر و آرامش شما گردد .
· برای کارهای روزمره برنامه ریزی صحیحی داشته باشید و از عجله کردن بی مورد بپرهیزید .
به مناسبت هفته بهداشت روانی
واژه بهداشت (Health) و سلامتی همیشه انسان را در طول تاریخ به خود مشغول کرده است. تدوین برنامههای تربیتی – بهداشتی برای حفظ سلامتی و مطالعه ، جلوگیری و درمان بیماریها نمونهای از این اقدامات بشری است. بهداشت در یک تقسیم کلی به دو نوع "بهداشت جسمی" و "بهداشت روانی" تقسیم میشود. ولی آنها همپوشیهای زیادی را با هم دارند)بر یکدیگر تاثیر میگذارند.(
بهداشت روانی از آن جهت که رابطه مستقیمی با "عملکرد فردی – اجتماعی" و آسیبهای روانی – اجتماعی" دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است و این اهمیت باعث تدوین و اجرای برنامههای متعدد بهداشت روانی در سه بعد " پیشگیری ، درمان و توانبخشی" میشود این سه بعد در برگیرنده تمام اهداف و فعالیتهای بهداشت روانی است.
سازمان بهداشت جهانی ، بهداشت روانی را اینگونه تعریف میکند: "بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقشهای روانی و جسمی ، بهداشت به معنای نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست."
بهداشت روانی افراد متاثر از عوامل متعددی است، اگر چه این عوامل به صورت جداگانه مورد مطالعه قرار میگیرند ولی در واقع این موضو ع چند وجهی متاثر از یکدیگر است. بدین معنی که افراد به علت شرایط محیطی یا عوامل فردی تعادل و آرامش روحی شان دچار تغییراتی میشود و هر چه شدت این عوامل زیادتر باشد، تاثیر و تهدیدش بیشتر خواهد بود. عواملی همچون : "عدم برآورده شدن نیازهای اولیه، ناکامی، استرس، یادگیری، مسائل اجتماعی و رسانه های جمعی و... از عمده ترین تاثیرگذاران بر بهداشت روانی هستند.
برای داشتن روح و روانی سالم و تندرست ، لازم است که انسان به مقررات و قوانین که برای نگهداری و حفظ این سلامتی لازم ضروری است توجه داشته باشد و آنها را دقیق رعایت نماید. برای این کار ابتدا ، باید با روشهای حفظ این سلامتی آشنا شویم. بنابراین برای داشتن روحی سالم و شاداب حفظ بهداشت روانی لازم است.
ترس، خشم، شادی عمدهترین هیجانهای طبیعی انسان است: با این وجود گاهی برای اجتناب از احساس اضطراب و ترس سعی میکنیم در موقعیتهای طبیعی اضطراب آور برخوردهای عاری از هیجان داشته باشیم؛ چنین برخوردی یک نوع خونسردی مصنوعی است که میتواند به نوعی در دراز مدت باعث مشکلات روانی در فرد یا افراد شود. همچنین بعضی مواقع فرونشانی هیجانها و عواطف باعث عدم تفکیک مناسب بین شادیها و غمهای طبیعی (بهنجار) و غیر طبیعی(نابهنجار) می شود.
در واقع هیچ علتی برای شرمگین شدن از داشتن احساس ترس یا دیگر احساسات به هنگام امتحانهای دشوار یا موقع یادگیری اسکی ، یادگیری شنا یا مواجهه با یک رویدادهای خوشایند یا ناخوشایند وجود ندارد، و قبول آنها بهتر از انکار ، سرکوب و... آنها است. بدین ترتیب اگر قبول کنید که این هیجانها را دارید و آنها حق طبیعی شماست؛ در آن صورت راه ابراز و کاهش آنها را بصورتهای مستقیم و غیر مستقیم پیدا خواهید کرد.
وقتی بکوشید که علت و موقعیتهای ناراحتی خود را به روشنی بشناسید ممکن است؛ بتوانید موقعیتهای مورد نظر را بصورت تازهای ببینید. در واقع رویکردتان به علتها و موقعیتهای اضطراب آور نباید یک بعدی و بدون بررسی باشد، در آن صورت است که میتوانید متناسب با تواناییهای شخصی و عوامل محیطی راههایی را برای مقابله صحیح با آنها پیدا کنید.
"برنامهریزی برای جلوگیری از احساس درماندگی در دقایق آخر ، صحبت با افراد مطمئن در مورد زمینههای آسیبزا و اضطرابآور ، شرکت در کلاسهای آموزشی مخصوص (بویژه اگر مفید بودن آنها ثابت شده است)" بعضی از اقدامات برای مقابله صحیح میباشد.
هر جامعهای فرصتهای تقریبا نامحدودی برای مردمانی از هر سن (شاید از هر دو جنس) فراهم میکند تا افراد استعدادهای خود را در زمینههای مختلف آزموده و به موفقیتهای فردی و اجتماعی دست یابند. این فرصتها میتواند "ورزشی ، تحصیلی و علمی ، هنری ، فنی و..." باشد. افرادی که خود را فقط به یک موضوع محدود نمیکنند و دنبال یادگیری و بدست آوردن مهارتهای جدید هستند، غالبا زندگی برایشان جذابیت و گیرایی بیشتری دارد، و به احتمال زیاد موفقیت بیشتری بدست میآورد، و همچنین موقعیت بیشتری بدست میآورد.
به دنبال آن احساس شایستگی ناشی از دست یافتن به مهارت عزت نفس افراد را بالا میبرد. نکته مهم یا سوال موجود در این زمینه میتواند مسایل و کمبودهای اقتصادی و مالی باشد ولی افرادی که تمایل به دست یافتن مهارت یا پرورش استعدادی را دارند؛ مطمئنا راهکارهای خوبی را متناسب با امکانات خود پیدا میکنند.
اگر نگاهی به علائم و نشانههای اختلالات عاطفی بیندازیم هسته اصلی و نقطه مشترک آنها را احساس انزوا و تنهایی مییابیم. ما نیازمند پشتیبانی آرامشدهی و اطمینانهایی هستیم که از طرف دیگران فراهم میشود، چون انسان موجودی اجتماعی است. این موضوع ثابت شده که افرادی که روابط اجتماعی قوی و دوستان صمیمی دارند و نگرانیها و مشکلات خود را با افراد مطمئن بیان میکنند و در عین حال به رفاه و خشنودی دیگران توجه و علاقه نشان میدهند مشکلات خود را روشن تر دیده، درعین حال احساس ارزشمندی بیشتری میکنند.
در راه خودشناسی و برطرف کردن مشکلات روانی محدودیتی از قبیل ندانستن تمام راه حلها ، خودفریبی مکانیسمهای دفاعی وجود دارد که باعث میشود همیشه نتوانیم مشکلات را بصورت عینی ببنیم .وقتی احساس میکنید در برطرف کردن مشکل خود پیشرفتی ندارید، موقع آن فرا رسیده که از متخصصانی مانند: روانشناس (مشاور یا بالینی) ، روانپزشک و درمان گران آموزش دیده به تناسب مشکل خود ، کمک بخواهید. شاید احساس برچسب خوردن و نگرشهای غلط اجتماعی مانع از مراجعه به این افراد شود؛ ولی کمک خواستن از دیگران خود نمودار پختگی عاطفی و یکی از اولین مراحل خودآگاهی است؛ چون به این موضوع آگاه است که یک جای کار تفکر، احساس ، شخصیت مشکل دارد و نشانه ضعف افراد است.
تقویت اعتقادات مذهبی
رشد و تعالی اعتقادات مذهبی تاثیر بسزایی در تفکر ، احساس و روابط اجتماعی انسان دارد و سلامت جسمانی و بهداشت روانی فرد را تضمین میکند. مطالعات نشان داده است؛ افراد معتقد به خدا بدون در نظر گرفتن نوع مذهب رفتار و تفکرشان بسیار سالمتر و بهنجارتر از افراد بدون اعتقاد یا با اعتقادات ضعیف میباشد.( http://daneshnameh.roshd.ir)
افسردگی
تعریف افسردگی
لانکستر می نویسد : افسردگی یک اختلال خلق و عاطفه همراه با غم است که بیمار را دچار کاهش علاقه و عدم لذت بردن از اکثر یا همه فعالیتها و سرگرمی های روزمره زندگی می نماید . این اختلال همراه با علایم افسردگی است . خصوصیت عمده بیماری افسردگی تغییر در خلق است که شامل یک احساس غمگینی از ناامیدی خفیف تا احساس یاس شدید می باشد این تغییر خلق برای روزها ، هفته ها ، ماه ها و سالها ادامه دارد ، همراه این تغییر خلق تغییرات مشخصی در رفتار ، نگرش ، تفکر ، کارآئی و اعمال فیزیولوژیک وجود دارد .
هنگامی که واژه افسردگی مورد نظر باشد از کلمات بی روحیه بودن ، ناتوان بودن ، احساس فقدان ، ناامیدی ، عاطل بودن ، بی رغبتی و بدبینی استفاده می شود . شوق و شادی ، امیدواری و خوش بینی به عنوان نمونه هایی متضاد با آن قلمداد می شود .
علامه طباطبایی در مورد حزن و اندوه می نویسد : حزن و غمگینی وقتی به شخصی دست می دهد که چیزی را که دوست می دارد از دست بدهد یا چیزی که خوش ندارد صورت پذیرد .
تاریخچه
کرپیلین در سال 1986 افسردگی را جزء اختلالات عاطفی طبقه بندی نمود و به آن ترتیب علمی داد . در سال 1930 به همه بیمارستانهای روانی اجازه داده شد تا بیماران را داوطلبانه پذیرش نمایند و در سال 1959 با تصویب قانون بهداشت روانی تمایز بین بیمارستانهای روانی و عمومی از بین رفت . و امروزه همانطور که پیامبر بزرگوار اسلام (ص) فرموده اند با این افراد به عنوان بیمار برخورد و رفتار می گردد به شخصیت آنها احترام گذاشته می شود و برای درمان آنها به علل و علائم و پیشگیری از آن توجه می گردد .
طبقه بندی افسردگی
در روایات اسلامی نیز به دو نوع افسردگی و حزن اشاره شده است :
1. حزن مذموم
2. حزن ممدوح .
3. آیه شریفه قران مبنی بر وًلا تهنوا ولا تحزنوا به معنی سست نگردید و غمگین مشوید نهی از حزن مذموم دارد و حدیث شریف پیامبر بزرگوار اسلام (ص) که می فرمایند : علیکم یا تحزن فانه مضاح القلب به معنی خویشتن را غمگین و محزون نگردارید که حزن کلید قلب است اشاره بر حزن و غمگینی ممدوح و پسندیده دارد .
اخیراء افسردگی ها را به افسردگی نوع طبیعی و افسردگی نوروتیک و پسیکوتیک طبقه بندی می نماید .
علل افسردگی :
در رابطه با عوامل افسردگی نظریات مختلف وجود دارد فردریک فلک در این رابطه می نویسد : بشر یک واحد فیزیکی ، روانی است که در آن ارث ، تجارب کودکی ، خصوصیات شخصیتی ، دوران بلوغ ،روابط با محیط ، وقایع منتظره و غیر منتظره زندگی کیفیت سلسله اعصاب و غدد داخلی با هم در نحوه واکنش او با استرسها و فشارها تاثیر دارد . فقدان چیزهای مهم ، ناامیدی ، فشارها و استرسهای شدید یا طولانی ، شخصیت های بی کفایت ، تعارضات شخصیتی ، تعارضات حل نشده ، تقویت های مثبت بی مورد یا تقویت های منفی افراطی ، احساس اضطراب های مزمن ، ترس ، خشم ، اختلال در سیستم یا عملکرد مغز و اعصاب ، عفونت و ضربه ها ، همگی در ایجاد افسردگی نقش دارد .
عوامل ژنتیک عوامل محیطی و عوامل پیسکوبیولژی در ایجاد افسردگی موثر است . مطالعات زیادی در این زمینه صورت گرفته و اکثر این مطالعات بیانگر این واقعیت است که ژن نقش مهمی در ایجاد افسردگی به عهده دارد .
بکمن و ویلسون در مورد عوامل اجتماعی و محیطی موثر در ایجاد افسردگی می نویسد : مطالعات هاریس نشان می دهد که سطح آشنایی فرد ،وضعیت استخدام و تعداد بچه های موجود در خانه و از دست دادن ما در اهمیت بسیاری در پیشرفت افسردگی دارد .
علت افسردگی از دیدگاه اسلام
دین مبین اسلام نیز پاره ای از خصلتهای شخصیت مثل دنیا طلبی ، طمع ، شهوات نفسانی را در ایجاد افسردگی موثر دانسته و روایات متعددی در این زمینه وجود دارد که به بعضی از آنها اشاره می نماییم . پیشوای ششم و رئیس مذهب حضرت امام جعفر صادق (ع) در رابطه با دنیا طلبی و افسردگی می فرماید : الرغبه فی الدنیا تورث الغم و الحزن ، یعنی رغبت و تمایل در امور دنیوی غم و اندوه می آورد .
حضرت علی (ع) در مورد عدم انجام وظیفه کوتاهی در عمل و افسردگی می فرمایند:
"من قصر فی العمل ابتلی بالحزن "یعنی کسی که در عمل کوتاهی کند به غم و اندوه مبتلا خواهد شد .
از مجموعه آیات و روایات فوق الذکر استفاده می شود که رغبت در دنیا و محبت به آن روی گردانی از یاد خدا ، طمع ، شرک ، شهوترانی ، کوتاهی و قصور در عمل و انجام وظیفه ، نداشتن ایمان و یکتا پرستی،جزع و فزع ، شک و خشم و به طور کلی گناه و نافرمانی خداوند متعال در ایجاد حزن ، اندوه و افسردگی موثر است .
علائم افسردگی :
دی . اس . ام . تری آر در مورد علایم افسردگی می نویسد : کاهش اشتها و گاهی پرخوری بیخوابی و گاهی پرخوابی ، کاهش اعتماد به نفس کاهش تمرکز حواس اشکال در تصمیم گیری احساس ناامیدی از جمله علایم افسردگی نوروتیک است .
یک فرد افسرده حداقل سه علامت از نشانه های افسردگی را که بشرح ذیل می باشد دارا می باشد : کم خوابی ، احساس بی کفایتی ، کاهش قدرت تفکر ، بی علاقگی ، منفی بافی یا طرز تفکر منفی ، افکار خودکشی، احساس خستگی ، کاهش کارآئی ، کناره گیری از جمع ، خشم و گریه .
تشخیص اختراقی از دیدگاه اسلام
حجتی در مورد تشخیص دو نوع حزن ممدوح و مذموم می نویسد : حزن ممدوح فضیلتی است که بر مراتب یقین و ایمان فرد می افزاید . این حزن عبارت از وجد می باشد و وجد نیز یک نوع دگرگونی و اضطراب توان با حالت دینامیک و پویایی است که از قلب بر می خیزد و در جوارح و اعضا اثر می کند وجد به صورت حزن و اندوه یا به صورت طرب و خوشحالی است . امام صادق (ع) می فرمایند : نفس المغموم لنا المغتنم لظلمنا تسبیح و همه لامرنا عباده . نفس آدمی که برای ظلم و ستم به ما غمگین باشد تسبیح و عبادت محسوب می گردد . از نشانه های دیگر حزن ممدوح سکینه ، آرامش و روح امیدواری است حزنی که ثمره اخلاص و جهاد در راه خداست و در دل انسان جای می گیرد از نشانه های قلب های مومن ، معمور و آباد است ، چنین حزنی سرانجام به امید در خدا و احساس امنیت در معیت پروردگار و اعتماد به اوست در چنین صورت است که سکینه و آرامش کسب می شود . حزن و اندوه ممدوح منشا یاس و ناامیدی از رحمت خدا نیست بلکه چنین حزنی سرشار از ایمان ، توکل و اعتماد به خداست .
عوارض افسردگی
خودکشی یک خطر و عارضه مهمی در بیماران افسرده است . دست اندر کاران باید احتمال خودکشی را در بیماران افسرده ارزیابی کنند. فقط در آمریکا سالانه قریب 30 هزار نفر با خودکشی به زندگی خود خاتمه می دهند . مردان از هر دو نژاد سیاه و سفید نسبت به زنان بیشتر خودکشی می کنند . اختلال در روابط اجتماعی و عملکرد شغلی معمولا در افسردگی خفیف و متوسط دیده می شود ، عوارض آن شبیه عوارض افسردگی ماژور است و چنانچه بیماری فرض شود واکنش منفی گرایی ،خشم و در نتیجه تاثیرسوء و زیانباری بر روی دروس او خواهد گذاشت.
درمان افسردگی :
درمان بیماران روانی از قدیم الایام به شکل سنتی و غیر علمی مرسوم بوده ، اولین و قدیمی ترین نسخه درمانی مربوط به طب مصر باستان است که در آن دود دادن سنگ یشم بر ضد هیستری تجویز شده است . برای درمان افسردگی روشهای ذیل استفاده می شود :
1. روان درمانی[1] و تقویت روحی بیمار
2. دارو درمانی
3. الکتروشوک درمانی
4. کار درمانی و تفریح درمانی
اقدامات درمانی برای بیماران افسرده در چهار اصل زیر استوار است :
1. اقدامات عمومی
2. از بین بردن عوامل استرس و فشار
3. کمک نمودن به بیمار برای افزایش ارزش شخصیت خود و حمایت او از طریق روان درمانی
4. درمانهای فیزیکی مثل الکتروشوک و داروهای ضد افسردگی
اهداف مشاوره و رواندرمانی شامل موارد ذیل است .
1. تغییر در فشار
2. بالا بردن کارآیی شخصی
3. کمک به حل مشکل
4. تامین سلامت مثبت روانی
5. کمک به تصمیم گیری
6. دست یافتن به معنی و حقیقت زندگی
7. توسعه روابط متقابل و انسانی
[1] Psychotherapy
***
25 مهر :
حدیث روز:سُئلَ الصادقُ علیه السلام عَن تفسیر التقوی، فقال : أن لا یَفقِدَکَ حیثُ أَمَرَکَ و لا یَراکَ حیثُ نَهاکَ.
از امام صادق سؤال شد معنای تقوا چیست؟ فرمود: تقوا این است که خدا جای تو را در جایی که به آن فرمان داده، خالی نیابد، و تو را در جایی که از آن بازداشته، نبیند.
امام صادق(ع)، سفینة البحار، 2/678
***
26 مهر: 1- روز تربیت بدنی و ورزش
حدیث روز:حقُّ الولَدِِ علی والِدهِ أن یعَُلِمَّه الکِتابة و السِّباحه و الرِّمایه و أن لا یَرزقُهُ إلّا طّیباً.
حق فرزند بر عهده پدرش این است که به او نوشتن، شناکردن و تیر اندازی را تعلیم دهد و جز غذای پاک و حلال برای وی فراهم نیاورد.
رسول خدا(ص)، کنزالعمّال، 16/443
***
27 مهر:
حدیث روز:لیس الایمان بالتّحلّی و لا بالتّمنّی ، ولکنّ الایمان ما خلص فی القلب و صدّقه الأعمال.
ایمان به ادعا و آرزو نیست بلکه ایمان آن است که در دل خالص باشد وعمل آن را تأیید و تصدیق کند.
رسول خدا(ص)، میزان الحکمة، ح 1261
«اللهم عجل لولیک الفرج»
***
28 مهر:
حدیث روز:عَوِّد لِسانِکَ لِینَ الکلام، و بَذلَ السّلام یُکثُر مُحِبّوکَ و یَقِلَّ مُبغِضوکَ.
زبانت را به راستگویی و سلام کردن به دیگران عادت ده که دوستدارانت زیاد گردند و دشمنانت اندک .
امام علی علیه السلام، شرح غررالحکم، 4/329
***
29 مهر : 1- روز صادرات
حدیث روز:جودُ الرّجُلِ یُحَبِّبُهُ إلی اضدادِه و بُخلهِ یُبَغِّضُهُ إلی اولادِهِ.
بخشندگی آدمی او را محبوب مخالفانش می کند و بخلش او را نزد فرزندانش هم منفور می سازد.
امام علی(ع)، میزان الحکمه، ح 2964
***
30 مهر:
حدیث روز:لِطالبِ العلمِ عِزُّ الدنیا و فَوزُ الآخره.
جوینده دانش را، عزت دنیا و رستگاری آخرت است.
امام علی(ع)، غررالحکم و درر الکلم، ح7349