آموزش و پرورش 1
1-کودک با دارا بودن استعدادها و توانایی های گوناگون آماده است که تحت تربیت قرار گیرد. تربیت تلاش می کند استعداد ها و توانمندی های کودک را از قوه ی به فعل در آورد او را رشد دهد و در تمامی ابعاد مورد نیاز به اهداف مورد نظر نایل کند.
2- تربیت شناختی باید فرزند انسان را در استفاده ی گسترده و همه جانبه از، توانمندی های ذهنی اش، یعنی استفاده از استدلال و تفکر منطقی و نیز گسترش خلاقیت یاری کند.
3- پرورش انگیزه هایی چون تمایل به نیکی، بندگی خداوند، مطالعه و تفکر، زیبایی دوستی کمال جویی، علم دوستی و ... و نیز تضعیف انگیزه هایی چون پرخاشگری، سودجویی، خود پسندی، خود بزرگ بینی و خود کوچک بینی، معصبیت و ... از جمله وظایف یک پرورش درست است.
4- جلب اعتماد دانش آموزان توسط مشاوران مدارس و رازداری و همدلی و عذر پذیری بزرگوارانه به منظور فراهم کردن فرصت هایی برای جبران اشتباهات گذشته و وسعت بخشیدن به دامنه ی مراجعات دانش آموزان به اتاق مشاوره، می بایست همواره مد نظر مشاوران و مربیان مراکز آموزشی قرار گیردد.
- پیام سازنده برای دانش آموزان
پیام های زیر به روش های گوناگون می توانند مورد استفاده معلمان و نیز مشاوران مدارس قرار گیرد . هر کدام از این اندیشه ها می تواند در طول سال و در آغاز هر هفته در تابلو اعلانات نصیب گردد، خوانده شود و مورد بحث قرار گیرد . در پایان هفته از دانش آموزان بپرسید از پیام مورد نظر چه چیزی یاد گرفته اند ، چگونه آن را در زندگی به کار برده اند و چه تاثیری بر رفتارشان در طول آن هفته گذاشته است . از دانش آموزان بخواهید مثال هایی شفاهی یا کتبی درآن مورد ارائه دهند یا به وسیله نقاشی رفتارشان را در آن مورد ترسیم کنند
1. مهم نیست که من چگونه به نظر می رسم ، بلکه مهم این است که چگونه رفتار می کنم .
2. من همان طوری با دیگران رفتار می کنیم که دوست دارم دیگران با من رفتار کنند .
3. من یک بازیکن خوبم ، به قواعد بازی احترام می گذارم ، نوبت را رعایت می کنم و منصفانه بازی می کنم .
4. درست این است که با همدیگر بخندیم ، ولی به همدیگر نخندیم .
5. من حرفهای بی اساس و بیهوده نمی زنم و اگر حرف مفیدی برای گفتن نداشته باشم ، به هیچ وجه چیزی نمی گویم .
6. موقعی که غمگینم سعی می کنم با اندیشیدن به چیزهای خوب زندگی ام ، احساس بهتری داشته باشم
7. برای این که دوستانی داشته باشم ، با مهربانی رفتار می کنم .
8. من معتقدم شخصی هستم که می توانم کارهای بزرگی انجام دهم .
9. این که من چه چیزی به دیگران بگویم و چگونه آن را بگویم ، به دیگران می گوید که من چگونه فردی هستم .
10. من با همه با احترام رفتار می کنم .
11. وقتی من به حرفهای دیگران گوش می کنم ، نشان می دهم که به آنها علاقه مندم .
12. وقتی که برای کمک به دیگران داوطلب می شوم یک شهروند خوبم .
13. من در مورد خودم به اندیشه می پردازم و دست به انتخاب های زیرگانه ای می زنم که برایم خوب باشد .
14. هر روز برای من یک شروع جدید است ، بنابراین تلاش می کنم که در آن روز بهترین باشم .
15. من سعی می کنم که احساسات دوستانم را درک کنم .
16. هر کسی اشتباه می کند ، بنابراین به جای این که به خاطر اشتباهاتم خود را سرزنش کنم سعی می کنم آن را بهتر انجام دهم .
17. من نه تنها تسلیم نمی شوم ، بلکه تا هنگامی که می توانم سعی خود را می کنم.
18. همکاری با دیگران باعث می شود که من احساس خوبی داشته باشم و نیز باعث می شود که دیگران نیز در مورد من احساس خوبی داشته باشند .
19. من بدون این به خودم یا به دیگران آسیب برسانم ، راه حل مشکلاتم را پیدا می کنم .
20. وقتی من منتظرم که نوبتم شود با ادب رفتار می کنم و از واژه های لطفاً و متشکرم استفاده می کنم .
21. من وقتی که به دیگران لبخند می زنم ، آن ها معمولاً پاسخ مرا با لبخند می دهند .
22. من فردی درستکارم ، بنابراین تقلب و سوء استفاده نمی کنم .
23. من دوستانم را تشویق می کنم که کارهایشان را به بهترین نحو انجام دهند .
24. ارزش هایی که بدان ها معتقدم مرا راهنمایی می کنند که انجام چه کاری صحیح است
25. موقعی که من عصبانی ام ، خودم را کنترل می کنم و به دیگران آسیب نمی رسانم .
26. من هنگام فعالیتهایی مثل نقاشی کردن ، نوشتن داستان و سرودن شعر خلاقیتم را بروز می دهم .
27. من در مقابل چیزهایی که برای بدنم مضرند ، مثل : الکل و سیگار ، قاطعانه «نه» می گویم .
28. هنگامی که من می گویم کاری را انجام خواهم داد ، در انجام آن احساس مسئولیت می کنم .
29. من به خاطر آن چه دارم سپاسگزارم و آن ها را با دیگران تقسیم می کنم .
30. من سعی می کنم که هر روز چیزهای جدید یاد بگیرم .
31. هنگامی که من احساس می کنم کارها آن طور که می خواهم پیش نمی رود . انجام آن را متوقف می کنم و می اندیشم که چگونه می توانم آن را بهتر انجام دهم .
32. من با بچه هایی که شناخت کافی از آن ها را ندارم شوخی نمی کنم .
33. من وقتی کارم را به بهترین نحو ممکن انجام می دهم احساس موفقیت می کنم .
34. هر کسی هم احساسات خوب و هم احساسات بد دارد .
35. من با تغذیه سالم ، ورزش کردن و استراحت کافی از خودم مراقبت می کنم .
36. وقتی من با دیگران تشریک مساعی می کنم ، نتیجه بهتری می گیرم.
37. من مقررات را رعایت می کنم و سعی می کنم که مدرسه ام را مکان بهتری بسازم .
38. من دوست دارم که سایر بچه ها درک کنند که من با آن ها تفاوت دارم .
39. وقتی من حقیقت را می گویم ، دیگران به من اعتماد می کنند .
40. من سعی می کنم وظایفم را به خوبی بشناسم و به آن ها عمل می کنم.
41. من خوبی های دیگران را جست و جو می کنم و به آن ها می گویم که از چه چیز آن ها خوشم می آید .
42. من فقط چیزهایی را می خرم که به آنها احتیاج دارم و پولم را پس انداز می کنم
43. وقتی که من از وقتم عاقلانه استفاده می کنم ، معمولاً زمان کافی برای انجام کارهایی که دوست دارم پیدا می کنم .
44. رعایت آداب معاشرت به من کمک می کند که دوستانم را حفظ کنم .
45. من قبل از این که دست به کاری بزنم ، فکر می کنم ، چون می دانم که چگونه عمل من بر روی رفتار دیگران با من تاثیر می گذارد.
46. من با شجاعت در مقابل بچه هایی که مرا دست می اندازند می ایستم.
47. قبل از این که کاری را انجام دهم از خودم می پرسم : آیا این کار بی خطر است ؟
48. من خودم هستم و سعی نمی کنم شبیه شخص دیگری باشم .
49. من در مورد موجودات زنده نگرانم و به همین خاطر زباله ها را در هر جایی نمی ریزم و به بازیافت آنها توجه می کنم .
50. موقعی که من احساسات و افکارم را می نویسم ، چیزهایی در مورد خودم یاد می گیرم .
51. من برای آینده برنامه ریزی می کنم و در مورد این که وقتی بزرگ شدم می خواهم چه کارهایی انجام دهم ، فکر می کنم .
آموزش و پرورش و خلاقیت :
از آنجا که دانش آموزان مدت زیادی را در مدرسه سپری کرده تجارت زیادی را از مدرسه فرا می گیرند ، لذا می توان مدعی شد آموزش و پرورش و مدرسه نقش مهم و اساسی را در تحقیق خلاقیت در دانش آموزان در آینده به عهده دارند . لذا آموزش و پرورش باید سعی کند به طرق گوناگون زمینه های پرورش و بروز خلاقیت در دانش آموزان را فراهم آورده و بدین ترتیب موجب پرورش مهارت شهروندی دانش آموزان گردد . برخی از روش هایی که آموزش و پرورش خلاقیت دانش آموزان می تواند از آن بهره جوید عبارتند از :
1. به دانش آموزان باید فهماند اطلاعات باید موقتی ، غیر کامل و غیر دقیق تلقی گردند و این که هر تجربه در نتیجه مواجهه با اطلاعات ایجاد شده است .
2. دانش آموزان باید بتوانند باور کنند که می توانند در به وجود آوردن اطلاعات سهیم باشند .
3. دانش آموزان باید بتوانند باور کنند که آنها اجازه سوال و انتقاد دارند ، آنها باید همواره به اظهار داشتن عقاید خویش ولو بر خلاف معلم تشویق شوند و بیاموزند که فقط آن عقیده ای قابل پذیرفتن است که مستقل و مستند باشد .
4. در اغلب آموزش های سنتی ، فراگیران فقط در معرض مطالب و مهارت های ارایه شده از طرف معلم قرار گرفته و مطابق برنامه ی از پیش تعیین شده حتی در جزئیات پیش می روند ولی در آموزش خلاقانه فرا گیرنده نقش فعال ایفا کرده و مربی به جز در کلیات در جهت اصلی آموزش نقش تعیین کننده ای ندارد .
5. دانش آموزان باید به مجموعه ای غنی و ارزنده از اطلاعات دسترسی داشته باشند . تجهیز مدارس به کتاب خانه ها و پایگاه های اطلاعاتی می تواند منابع این اطلاعات را در اختیار دانش آموزان قرار دهند .
6. خلاقیت از طرق آزمایش، تجربه ، کندوکاو توسعه می یابد بنابراین زمینه ها و کسب تجربه و انجام آزمایش و ایجاد کنجکاوی را باید برای دانش آموزان فراهم نمود و آن را مورد حمایت قرار داد.
7. برنامه های آموزشی و محتوای مطالب حتی الامکان باید موجب رشد و توسعه ی فکر و اگر به جای تفکر همگرا شوند .
8. شناخت علایق و انگیزه های عاطفی هر یک از فراگیرندگان برای پیشبرد امر آموزش خلاقیت اساسی و ضروری است ، زیرا انگیزه و علاقه نقش مهم و اساسی را در بروز خلاقیت ایفا می کند .
9. مباحث و فنون مطرح شده در هر مرحله ی آموزش باید کاربردهای عملی و ملموس در کار و زندگی فرد داشته باشد .
10. امید به آینده و ایمان و اعتقاد به آن چه پس از تلاش و استمرار نصیب فراگیر خواهد شد باید در دوره های آموزشی خلاقیت مورد تاکید قرار گیرد تا انگیزه ی بیشتری برای فرا گیرنده به وجود آید .
11. تجسم وضع آینده ی مساله و مقایسه ی آن با وضعیت فعلی کمک در یافتن راه حلهای بدیع خواهد کرد .
12. خود معلمان ، هم در پرورش خلاقیت بسیار موثر هستند نقش معلم در شناخت و هدایت استعدادها و بارور کردن خلاقیت ها و نوآوری ها بسیار تعیین کننده است مربیان تا حدی می توانند مهارت های خلاقیت مانند روش های تفکر درباره مسایل و قوانین علمی برای تدبیر راه های حدید نگرش به مسایل را هم آموزش دهند . چنین مهارت هایی را می توان مستقیماً آموزش داد. اما بهترین روش انتقال از طریق نمونه بودن خود مربی است .
13. باید از روش های تدریسی گوناگون استفاده کرد . دانش آموزان دارای تفاوت فردی بی شمارند و هر یک مساله را به شیوه خاص خود تجزیه و تحلیل می کنند پس یک روش یادگیری نمی تواند موفقیت همه ی بچه ها را تضمین کند .
خلاقیت در محیط مدرسه
1- تاکید زیاد بر نمره دانش آموز به عنوان ملاک خوب بودن :
این مساله یکی از شایع ترین موانع رشد خلاقیت در دانش آموزان به شمار می رود ، هنگامی که دانش آموز احساس کند . تنها چیزی که اهمیت بیش تری دارد و در ارزیابی ها ملاک خوب بودن شمرده می شود ، نمرات بالاست و نه چیز دیگر در نتیجه کسب نمره بیشتر به خودی خود برای وی حکم مهم ترین هدف را پیدا می کند و او تنها در جهت به دست آوردن آن می کوشد . در چنین حدی تلاش برای خلاقیت و نوآوری برای دانش آموز معنایی نخواهد داشت
1- روش های تدریسی سنتی و مبنی بر معلم محوری :
به کارگیری افراطی روش های سنتی تدریسی که در آن ها غالباً معلم نقش محوری را در کلاس ایفا می کند و بیش تر مبنی برسخنرانی و استفاده از مهارت های کلامی است ، سبب می شود دانش آموز در فرایند تدریسی و یادگیری و ایفای یک نقش فعال ، فرصت مشارکت کم تری پیدا کند .
دانش آموزی که در این نوع سیستم تحصیل می کند مجالی برای بروز استعدادهای خلاق نمی یابد و به تدریج تحرک و پویایی خود را از دست می دهد .
1- عدم شناخت معلم نسبت به خلاقیت :
در بسیاری از موارد آشنا نبودن معلم یا مربی با شیوه های پرورش خلاقیت دانش آموزان ، خود به تنهایی یک مانع بزرگ در این زمینه محسوب می شود . معلمی که شناخت صحیحی از ماهیت خلاقیت ، موانع و روش های پرورش آن نداشته باشد ، بدیهی است نه تنها نمی تواند اقدامی برای بروز استعدادهای خلاق دانش آموزان خود در کلاس درس خود را به محیطی تبدیل کند که در آن خلاقیت دانش آموز سرکوب می شود .
1- فقدان حداقل امکانت لازم برای انجام فعالیت های خلاق دانش آموزان :
هر چند بسیاری از فعالیت های خلاق نیازمند هزینه ها و امکانات خاصی نیست و اغلب آنها با اندکی تغییر در روش های تدریسی و استفاده بهینه از امکانات و فضای آموزشی موجود در مدارس قابل اجرا است گاهی فقدان حداقل امکانات لازم سبب می شود که انجام برنامه های پرورش خلاقیت در کلاس و مدرسه با مانع یا شکست روبه رو شود . این کمبودها در بسیاری از موارد تاثیری مخرب بر علاقه و انگیزه دانش آموزان برای شرکت در این برنامه ها می گذارد .
1. اهداف و محتوای کتاب های درسی :
موضوع اهداف و محتوای کتاب های درسی مبحثی بسیار گسترده است و از جوانب مختلف قابل بررسی می باشد . اما در این جا تا این حد بدان اشاره می شود که چنان چه در یک نظام آموزشی کتاب درسی به عنوان مهم ترین و تنها منبع تدریس و آموزش مورد استفاده قرار گیرد و در عین حال در میان اهداف و محتوای آن چیزی به عنوان پرورش خلاقیت منظور شده باشد ، مسلما دانش آموز آزادی عمل و توانایی لازم را نخواهد داشت که پا را از چهار چوب کتاب درسی خود فراتر بگذارد و در نتیجه او می آموزد که صرفا در محدوده کتاب درسی خود بیندیشید و نه بیش تر .
2. عدم توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان :
در نظر نگرفتن این واقعیت که هر دانش آموز در عین اشتراکاتی که با دانش آموزان دیگر دارد ، یک انسان منحصر به فرد است و دارای استعدادها ، علایق و کشش های ویژه خود نیز می باشد ، سبب می گردد هم دید و نگرشی یکسان نسبت به همه دانش آموزان داشته باشد . این نوع نگرش در حوزه پرورش خلاقیت یک مانع اساسی محسوب می شود به ویژه سرخوردگی دانش آموزان خلاق را به دنبال خواهد داشت .
3. عدم پذیرش ایده های جدید :
عادت به تفکر کلیشه ای ، راه حل های معمولی و تجربیات تکراری می تواند سبب پدید آمدن نوعی دید انتقادی در معلم و دانش آموزان در کلاس های درس شود که می توان آن را روحیه عدم پذیرش ایده های جدید نامید .
برای دانش آموزی که از تفکری خلاق برخوردار است و میل به خلق ایده های نو و غیر معمول دارد ، بسیار مأیوس کننده خواهد بود که ایده ها و افکارش به خاطر غیر معمولی بودن مورد بی توجهی معلم یا دانش آموزان دیگر قرار گیرد . این دانش آموز به تدریج تحت تأثیر نظر جمع ، ممکن است نوگرایی و این نوع تفکر خود را دال بر وجود ضعف یا مشکلی در خود تلقی کند . احساس غیر عادی بودن در بسیاری از دانش آموزان خلاق ناشی از وجود یک چنین جوی در کلاس است که در نهایت به خود سانسوری منتهی می شود .
4. ارائه تکالیف درسی زیاد به دانش آموزان
انجام تکالیف درسی معمولا بخش عمده ای از وقت دانش آموزان را به خود اختصاص می دهد . در مواردی که به دانش آموز تکالیف زیادی داده می شود و او ناچار می گردد همه توان و انرژ ی فکری خود را برای انجام آن تکالیف مصرف کند ، دیگر فرصت و هم چنین توانایی چندانی برای پرداختن به فعالیت های دیگر نخواهد داشت . به علاوه از آن جا که غالبا انجام زیادی از حد تکالیف درسی برای دانش آموزان چندان خوشایند نیست ، این موضوع می تواند سبب بی علاقگی و بی میلی آن ها نسبت به فعالیت های دیگر از جمله فعالیتهای خلاقانه که غالبا نیازمند آرامش فکری و روانی است گردد .
5. استهزاء و تمسخر به خاطر ایده یا نظر اشتباه :
در کلاس های درس زیاد اتفاق می افتد که دانش آموزی به دلیل مطرح کردن یک نظر اشتباه یا ایده ای نادرست یا عجیب و غریب ، از طرف معلم یا دانش آموزان هم کلاسی خود مورد تمسخر و استهزاء قرار گیرد .
برای دانش آموزی که گرایش های خلاقانه دارد ، این نوع برخورد دیگران حکم توبیخ و تنبیه را دارد در نتیجه احتمال دارد این دانش آموز به تدریج بیاموزد که ایده های خود را از ترس این که ممکن است اشتباه باشد و مورد استهزای سایرین قرار گیرد ، اساساً به زبان نیاورد آن را در درون خود سرکوب کند .
دانش آموز خلاق :
به خانم معلم گفتم که نقاشی خواب دیشب خودم را کشیده ام . اما او هم مثل بقیه بچه ها مرا مسخره کرد: من هم آن را پاره کردم و به جای آن یک خانه و یک درخت کشیدم .
آموزش و پرورش تفکر انتقادی
امروزه معلمان به این نتیجه رسیده اند که بایستی دانش آموزان را وادار کنند تا برا ی خودشان فکری داشته باشند نه اینکه فقط به یادگیری مطالبی بپردازندکه دیگران فکر کرده اند .بنابراین هدف عمده ی آموزش باید وادار کردن افراد به تفکر باشد . آموزش تفکر انتقادی به چیزی بیش از استانداردهای کلاسی نظیر انجام دادن تکالیف درسی ، جواب دادن به سوالات پایان بخش و....نیاز دارد.ایجاد چهار چوب های لازم برای آموزش تفکر انتقادی نیازمند تامل ، صرف زمان ، طرح و ارایه ی تمرین ها و فعالیت هایی است که شاگردان را به تفکر انتقادی وادار کند . معلمان با از میان برداشتن موانع در محیط های آموزشی که دانش آموزان را از فکر کردن باز می دارد .
باید آنها را کمک و تا حدی وادار کنند . بعضی از راه حل هایی که به ما کمک می کند تا تفکر انتقادی را در دانش آموزان افزایش دهیم عبارت است از:
واداشتن دانش آموز به تفکر: هدف عمده ی آموزش باید وادارکردن دانش آموزان به تفکر باشد. اولین مسئولیت معلم در این موارد این است که شاگردان را از مرحله ی به یاد سپاری مطالب به مرحله ی تفکر و حل مشکلات سوق دهد .یافتن راه حل مناسب آسان یادگیری نحوه ی تفکر است که باید به شاگردان تعلیم داده شود
گذراندن واحد های درسی مربوط به حل مسائل:
بعضی دیگر از کارشناسان تعلیم وتربیت به جای تأکید بر منطق صوری بر پرورش مهارت های ویژه ی تفکر انتقادی از طریق گذراندن دروسی مربوط به حل مسأله تأکید می کنند .
ایجاد انگیزه در دانش اموزان با رویارویی واقعی با مسایل و مشکلات:
تا زمانیکه شاگردان انگیزه ای برای به کار گیری تفکر انتقادی نداشته باشند تعلیم چهار چوبی برای تجزیه و تحلیل کاری عبث خواهد بود . برای ایجاد چنین انگیزه هایی شاگردان باید به اتفاق استادان خود فعالانه با مسایل و مشکلات واقعی در ستیز باشند.
ایجاد روحیه انتقادی و نقد پذیری در معلمان و شاگردان:
در امر آموزش برای پرورش شیوه ی تفکر انتقادی باید ضمن تقویت روحیه انتقادپذیری در استادان، روحیه انتقاد کردن و زمینه بررسی و تحقیق را در شاگردان به وجود آورد .استادان با الگو قرار دادن تفکر منطقی در سخنرانی ها و بحث های کلاس درس می توانند باعث تشویق این گونه چهار چوب فکری در شاگردان خود باشند.
تشویق دانش اموزان به سوال و کنجکاوی :
فرهنگ ما بچه ها را تحت فشار قرار می دهد که ساکت بمانند و به جای پرسش دستورات را اجرا کنند . بچه ها می آموزند که از پرسش ها و پاسخ های خود صرف نظر و در عوض پرسش هایی بکنند و یا پاسخ هایی بدهند که بزرگترها به شنیدن آنها علاقه دارند . این امر جلوی کنجکاوی و خلاقیت و تحقیق دانش آموزان را می گیرد بنابراین لازم است برای اینکه حس حیر و کنجکاوی دانش آموزان باقی بماند باید آنها به سوال و پرسش تشویق شوند.
به وجود آوردن محیط یادگیری پراز ابهام:
یکی از راههای شروع تشویق شاگردان به استنطاق و عادات تفکر منطقی به وجود اوردن یک محیط یادگیری است که از ابهامات و اسرار برخوردار باشدبه عبارت دیگر هر درس را با یک مسأله یا امر شگفت آوری شروع کنید .افکار شاگردان را وادار به تفکر و تعمق کنید چون در چنین بافتی است که شاگردان هم کنجکاوی بیشتر دانستن را تجربه می کنند و آنها را برای انواع جدید تفکر انتقادی آماده می سازد.
استفاده از سکوت برای تشویق دانش آموزان به تفکر انتقادی: علاوه بر روش های حل مسأله بحث و گفتگو و گاهی تبادل پرشور عقاید ، سکوت هم می تواند به رشد تفکر انتقادی شاگردان کمک کند بخشی از یادگیری تفکر انتقادی شامل تفکر و تعمق بی سرو صداست . دراین حالت دانش آموزان مجبور به تفکر و حل مساله می شوند.
استفاده از تکالیف نوشتاری:
یکی ازبهترین فعالیتها برای تحریک تفکر، تکالیف نوشتاری است که برای توسعه ی بسیاری از مهارت های تفکر انتقادی می تواند مفید باشد این تکالیف موجب می شود دانش آموزان اطلاعات و عقاید خودشان را منعکس کنند . اطلاعات منابع مختلف را ترکیب کرده و ارتباط و ارزش آنها را مورد سوال قرار دهند و.... بعضی از این تکالیف نوشتاری عبارتند از:
1- خلاصه های کوتاه
2- مقاله های تجزیه و تحلیل کوتاه
3- تمرینات حل مساله با استفاده از رسانه های عمومی
4- پروژه های خارج از کلاس
اهمیت تفکر انتقادی در زندگی:
هرگاه افراد در معرض آموزش تفکر انتقادی قرار نگرفته باشند و با این شیوه ی حل مسأله آشنا نباشند وقتی در یک زمینه با مشکلی مواجه می شوند برای حل آن مساله دست به راه حل هایی می زنند تا به بن بست برسند . سپس به عقب بر می گردند و با روش دیگر کار راه دوباره شروع می کنند . این افراد معمولا در اولویت بندی مسایل وطبقه بندی عوامل نیز مشکلاتی دارند و طوری عمل می کنند که گویی تمام جوانب از اهمیت مساوی برخوردارند.در حالی که افراد با تجربه و کسانی که با تفکر انتقادی آشنا هستند به سرعت عوامل مهم موضوع را شناسایی کرده ،ملاحضات بی اهمیت را حذف می کنند و با استناد به تجربیات زیاد گذشته ی خود در مورد مسایل مشابه تجزیه وتحلیل مشکل خود پرداخته و درست ترین راه حل را انتخاب می نمایند به این ترتیب زمان و انرژی کمتری برای حل مساله صرف می کنند و موفقیت اسان تر به دست می آید.
.
--------------
[1] - مجله ی آموزش و پرورش صفحات 6-8-36- مراسم صبحگاه- قسمت آموزش و پرورش